در آن زمان کیقباد نماد شاهی بود که تمام ایران به فرمانش بودند. یکی از این فرمانها پرداخت بیمه به آسیب دیدگان بوده است. در زمان پادشاهی کیقباد اگر کسی دچار آسیب می شد یا خانه اش آتش می گرفت یا کشتزارش با خشکسالی بی ثمر می ماند باید به او تاوان یا بیمه داده می شد.
بیمه مردم در ایران از دوره کیقباد (حدود پنج هزار سال پیش) آغاز شده است. در این دوره اگر کسی دچار آسیب می شد باید به او تاوان یا بیمه داده می شد که به بیمه تاوان و به بیمه شدگان دریغمندان می گفتند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اقتصاددان- پادشاهی کیقباد برابر دوره ای است که در ایران پادشاهیهای کوچک (ملوک الطوایفی) پدید آمده بود. ایرانیان در آن زمان دریافتند که زیر یک درفش و یک حکومت مرکزی بودن بسیار بهتر است و در برابر دشمنان یارای مقاومت بیشتری دارند به همین دلیل از میان خود یک شاه انتخاب کردند که بر بقیه حکومت می کرد و شاهنشاه خوانده می شد.
در آن زمان کیقباد نماد شاهی بود که تمام ایران به فرمانش بودند. یکی از این فرمانها پرداخت بیمه به آسیب دیدگان بوده است. در زمان پادشاهی کیقباد اگر کسی دچار آسیب می شد یا خانه اش آتش می گرفت یا کشتزارش با خشکسالی بی ثمر می ماند باید به او تاوان یا بیمه داده می شد.
دریغمندان همان آسیب دیدگان بودند
فریدون جنیدی نویسنده کتاب "حقوق جهان در ایران باستان" به خبرنگار مهر گفت: در بررسی اشعار شاهنامه و کتاب اوستا به این مسئله پی بردم که از دوره کیقباد به کسانی که دچار خسارت یا آسیب می شدند تاوان تعلق می گرفت.
جنیدی بیان کرد: در کتاب اوستا به کسانی که تاوان دریافت می کردند "دریغو بیو" نام داده اند که ترجمه آن به زبان فارسی "دریغمندان" است.
وی ادامه داد: گزارندگان اوستا به خوبی دریافت نکرده اند که معنای دریغمندان چیست بنابراین در همه جا از این واژه استفاده کرده اند درحالی که برگردان این کلمه در زبان فارسی درویشی به دریوزگی و گدایی نیز تعبیر می شود و مهمتر آنکه گدایی کردن در ایران باستان یکی از ننگها و گناهان به حساب می آید.
جنیدی بیان کرد: طبق نوشته های کهن از جمله اوستا و شاهنامه فردوسی، تاریخ بیمه به دورانی دورتر از هخامنشیان یعنی حدود 4800 تا 5000 سال پیش مربوط می شود. با این حال هنوز در مورد بسیاری از مناطق ایران مانند خوراسان، اسپهان و ... مطالعه و کاوش نشده است تا بتوان گفت اسنادی وجود دارد که نشان دهنده قدمت بیشتر پرداخت تاوان باشد.
نویسنده کتاب "حقوق جهان در ایران باستان" بیان کرد: غربی ها همیشه فکر می کردند که بیمه یا تاوان در ایران باستان از زمان هخامنشیان بوجود آمده است اما این گمان اشتباه است، چون آنها نوشته های ایرانی مانند اوستا و کتابهای پهلوی و شاهنامه را نخوانده اند و تنها به گل نوشته های هخامنشی اکتفا کرده و تصور کرده اند که تمامی کارگران و مهندسانی که به ساختن کاخ ها و ... مشغول بودند بیمه می شدند.
بیمه همگانی، سوانح و عمر در ایران باستان
وی با بیان اینکه کیقباد طبق اشعار شاهنامه فرمانهای مختلفی را برای پرداخت تاوان به مردم آسیب دیده اعلام کرده است گفت: طبق این فرمان می توان به آن کس که کار می کند و از کار کردش توشه بدست نمی آورد از محل درآمد پادشاه کشور روزی داد. این فرمان برای همگان صادر شده و می توان گفت امروزه به این فرمان کیقباد بیمه همگانی می گویند.
پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی تصریح کرد: درایران باستان برای همه افرادی که دچار پیشامدهای نابه هنگام یا ناهنجار می شدند نیز تاوان (بیمه سوانح) پرداخت می شد.
جنیدی می گوید: میزان پرداخت بیمه به اندازه میزان خسارت وارد شده به آن شخص در نظر گرفته می شد.
وی افزود: طبق اشعار شاهنامه تاوان نه تنها به کسانی که دچار سوانح و بلایایی طبیعی دچار شده بودند بلکه به کسانی که خانه یا اموال آنها هم به سرقت رفته بود تعلق می گرفت.
به گفته این پژوهشگر، از زمان کیقباد برای آنان که در جنگ آسیب و سختی می دیدند بیمه حوادث یا تاوان در نظر گرفته می شد. همچنین بیمه عمر هم از انواع تاوانهایی بود که به بازماندگان فرد فوت شده تعلق می گرفت. حتی این پاسداری تنها از مردمان نبوده است بلکه جانوران پیر نیز تا پایان عمر از پرورش کارفرمایان خود برخوردار بوده اند.
جنیدی، پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی در کتاب خود با عنوان "حقوق جهان در ایران باستان" مستنداتی درباره فرمان کیقباد در مورد پرداخت تاوان ارائه کرده است.
حدود بیست سال پیش در بسیاری از جوامع غربی، علیالخصوص جوامع علمی و خبری شایعاتی داغ بر سرزبانها بود که خبر از مبارزانی میداد که سلاحشان چیزی نبود جز توانمندیهای باطنی آنها. اخبار و پیشگوییهایی دربارة ابرسایکیکها، جاسوسی از طریق افراد سایکیک و قابلیتهای فراروانی آنها، مشاهده از راه دور، جنگافزارهای فراروانی و کنترل ذهن بوسیلة پدیدههای فراروانشناسی. بدون شک این مطالب در آن زمان گیجکننده به نظر میرسیدند و تصور به حقیقت پیوستن چنین نظریاتی که عنوان میشد، وحشتانگیز بودهاند...
اما با همة این اوصاف، امروزه شواهد محکمی وجود دارد که نشان میدهند این شایعات و پیشگوییها از مرز میان علم واقعی و علم تخیلی فراتر رفته و بسیاری از آنها که روزی خیالی بیش بنظر نمیرسیدند، به واقعیت پیوستهاند. هم اینک اخطاری که در آن روشها دربارة خطر بهکارگیری نیروهای سایکیک داده شده، واقعیت یافته است. «صرف بودجههای کلان، ایجاد آزمایشگاههای بسیار مجهز، محرمانه شدن تحقیقات، جذب افراد مستعد از سراسر جهان به مراکز تحقیق در برخی کشورها، اشارات کنترل نشده برخی از رهبران سیاسی به دانش و ابزار آن، اعترافات برخی از دانشمندان مشهور به واقعیتهای مربوطه، نشانههایی از آنچه در پشت پرده میگذرد، دارد. بطور مثال چند سال پیش یکی از دانشمندان برجسته آمریکایی پس از اختلاف نظرهایی که با سازمان سیا داشت، در مطبوعات آمریکا اعلام کرد که سیا بیش از دویست هزار نفر از سوژههای سایکیک را در اختیار دارد و در بسیاری از عملیات سیا در سطح جهان از این افراد به صورت مشورتی یا اجرایی کمک گرفته است». همه و همة این اطلاعات تأکیدی است بر واقع شدن پیشگوییهایی که دربارة آیندة بهکارگیری از نتایج تحقیقات فراروانی شدهاند که البته آن پیشگوییها نیز بیانی بوده از آنچه که عیان است.
*********
«دَن مِریوِدِر، ستارة موسیقی راک، قدرتهای حیرتآور سایکیک خود را کشف نمود. «سفرهای ذهنی خروج از جسم» او باعث فاش شدن پایگاههای شوروی و آمریکا برای تکوین تسلیحات مرگبار سایکیک گردید. اکنون روسیه بدنبال اوست. آمریکا یکی از ژنرالهای سایکیک خود را برای جستجوی او گسیل داشته است. در نظر سوداگران جنگ، او نهایت یک اسلحة رعبآور است، اما این اسلحه در مخفیگاه عجیب و وحشتناک منتظر است و برای آیندة دنیا نقشه میکشد».
این کلمات قسمتی از تبلیغات پشت جلد داستان حیرتآوری موسوم به «ستارة آتش» نوشتة «اینگوسوان» است که اولین جنگ روانی جهان را تعریف کرد. با این که این اولین داستان کوتاه او بود اما سوان در بازار ادبیات تازه وارد نبود. او بیست و چهار کتاب دیگر دربارة موضوعات سایکیک و نیروهای ماورائی نوشته است. از این حیث، یقیناً ستارة آتش داستانی منحصر بفرد است. زیرا این کتاب را یک سایکیک غیرمعمولی دربارة یک سوپرسایکیک نوشته است. به گفتة خود سوان، این داستان به همان اندازه که جذاب است، اخطارآمیز هم محسوب میشود.
اینگوسوان از نژاد افراد نادری است که در بیش از یک مورد، صاحب تواناییهای سایکیک هستند. او نه تنها از قدرتهای فراروانی (در دو شاخه اصلی در علم فراروانشناسی یعنی ادراک فراحسی و روان جنبشی) بهرهمند است بلکه به علت سابقة علمیاش میتواند با بیطرفی دربارة قابلیتها و بینش نافذ خود بنویسد و توضیح دهد. در حقیقت این افکار سوان است که تا این اندازه کتاب ستارة آتش را مسحورکننده ساخته است. از این نظر شاید بتوان گفت که کتاب او یک داستان تخیلی نیست، چرا که بر اساس تجربیات وی به عنوان یک سایکیک و یک محقق سایکیک، نوشته شده است.
آیا یک فرد سایکیک تعلیم دیده قادر است ذهن خود را صدها مایل دورتر از بدنش متمرکز کرده و اسرار پایگاههای نظامی را دیده و گزارش نماید؟ یا در ذهن طراحان سوقالجیشی دشمن نفوذ کند و یا حتی با نیروی روان جنبشیاش بتواند رایانههایشان را دستکاری نماید؟ به عقیدة سوان، اینها امکانات واضحی هستند و پاسخ این سؤالات، موضوع اصلی کتاب اوست. قهرمان اصلی کتاب یک جاسوس سایکیک است. سوان اشاره میکند که فراروانشناسان از خود سؤال میکردند که کاربردهای عملی پدیدههای فراروانی چه میتواند باشد و به همین دلیل نیز فکر این که بتوان افراد سایکیک را در عملیات مخفیانة جاسوسی به کار گرفت، چندان هم بیهوده نیست. در واقع، موضوعی که این چنین با حرارت در کتاب ستارة آتش بیان شده، بر مبنای پژوهشهایی است که سوان شخصاً در عرض چندین سال در مؤسسة تحقیقاتی استنفورد با آنها سر و کار داشته است.
و اما «سوان» چه نظری دربارة کتاب و پیامش دارد؟
در ماه می سال 1978، هنگامی که سوان برای تبلیغ ستارة آتش به لسآنجلس آمده بود، با او دربارة کتابش مصاحبهای انجام شد. اینگوسوان که وَجَنات با هیبتی دارد و غیر از این که فردی سایکیک و هنرمندی برجسته است، شخصیتی جذاب و صراحتاً بدگمان و حرّاف نیز هست. صراحت لهجة بیمحابای او نیز در تضاد با صدای آرام و لهجة غربیاش است.
اولین سؤالی که پرسیده شد، سؤالی واضح بود. «چه میزان از داستان شما بر اساس تجربیات سایکیک شخص شماست؟»
سوان که گویا منتظر چنین سؤالی بود پاسخ داد: «تقریباً همة آن. البته تنها مورد تخیلی آن، طرح اصلی، شخصیتها و شدت نیروهای سایکیک آن است. اما در این کتاب هیچ چیز بدون مدرک و فرضیهای علمی بیان نشده است و برای نوشتن آن به خوبی تحقیق شده است».
البته همچنان که قبلاً اشاره شد، توطئة ستارة آتش دربارة جنگافزار سایکیک است. این کتاب تنها یک شیوة منحصر بفرد داستانی نیست، چرا که بسیاری از نظریهپردازان وقایع آینده گمان میکنند که جنگ بعدی، جنگی سایکیک خواهد بود و حتی دربارة نقشههای جنگی یک چنین رؤیارویی، سناریوهایی نیز ساخته و پرداختهاند. آیا میتوان با موفقیت، ذهن تحریک شده را همچون اسلحهای به کار گرفت؟ آیا جاسوسی سایکیک میتواند جای ردا و خنجر جاسوسی «ماتاهاری»گونه را در طی دو جنگ جهانی بگیرد؟ اینها سؤالاتی هستند که بسیاری از نویسندگان علمی ـ تخیلی گذشته و نظریهپردازان کنونی وقایع آینده مطرح میکنند. اما این موضوعات را هیچیک، به اندازة سوان در داستانهایشان نپروراندهاند.
از سوان که مشتاق صحبت دربارة این احتمالات بود، سؤال شد: «آیا شخصاً فکر میکنید که مبارزات جنگ بعدی در سطوح سایکیک و نظامی صورت پذیرد؟». سوان توضیح داد: «فکر میکنم هماینک در مراحل پیشرفتة این جنگ قرار داریم. روند وقایع در طی سال گذشته و پی بردن به این که شوروی (سابق) نیز مشغول چنین پژوهشهایی است و این حقیقت که دیگر استفاده از بمبهای نوترونی و اتمی در روی زمین میسر نیست، ما را به این فکر میاندازد که به جای بناها، بدنها، لشکرها و نابودی آنها، ذهن آدمی هدف مطلوب خواهد بود.
کنترل انسانها از طریق کنترل ذهن، این روزها بسیار مورد تحقیق قرار گرفته و البته این خود، مرحلهای از تسلیحات سایکیک است. در حال حاضر حضور افراد استثنائی و سایکیکهای فوقالعاده قدرتمند، دیگر ضروری است».
تشریح این احتمالات از سوی سوان، بیاختیار انسان را در این اندیشه فرو میبرد که آیا آدمهای عادی کوچه و بازار این اخطارها را نیز علمی ـ تخیلی تلقی خواهند کرد. اما این تنها سوان نیست که میپندارد ما به زودی خود را در میان جنگی سایکیک خواهیم یافت. بلکه دیدگاهی تقریباً مشابه از جانب «دوآن الگین» ارائه شده است. وی که نظریهپرداز وقایع آینده است، یکی از اعضاء انجمن تحقیقاتی استنفورد و از موفقترین افرادی است که دارای قدرت مشاهده از راه دور هستند. الگین پیشگویی کرده، از آنجا که بهنظر میرسد ما همگی صاحب و دارای توانمندیهای فراروانی هستیم، احتمال میرود تا دهة 1990 جنگ فراروانی داخلی میان صاحب قدرتها نظامی ـ صنعتی کشورمان و گروهی چریکی از رادیکالهای سایکیک روی دهد. این اشخاص رادیکال از پدیدههای فوق طبیعی برای ایجاد اختلالات ذهنی در بین فرماندهان برگزیدة دشمن استفاده خواهند کرد و برای خرابکاری در رایانهها، ماهوارهها و سیستم سلاحها، نیروهای سایکوکینتیک را به کار خواهند برد. الگین نیز مانند سوان عقیده دارد که ارتش پیشاپیش اقدام به پژوهشهای محرمانة فراروانشناسی کرده است.
پیشگوییهای الگین با باور کلی داستان ستارة آتش و نقش احتمالی که قهرمان سایکیک آن در جنگ بزرگ بعدی خواهد داشت، هماهنگ است. این که پیشگوییهای دو متفکر نظریهپرداز مستقل دربارة آیندة سایکیک به یک نحو متحول شده باشد، نگرانکننده بهنظر میرسد و همانطور که سوان توضیح داد: «جنگ هستهای دیگری ممکن نیست. قدرتهای جهانی بسیار در موازنه قرار داشته و سیستمهای دفاعی بیش از اندازه خودکار شدهاند. حملة هستهای یکی از کشورها باعث نابودی همه چیز خواهد شد، چرا که اقدامات تلافیجویانه در پی خواهد داشت. از این رو کاملاً واضح است که قدرتهای نظامی باید روشهای جنگی جدیدی را ابداع کنند و یکی از این روشها کنترل ذهن است که مستقیماً به پدیدههای فراروانی ختم میشود».
از سوان سؤال شد: «به عقیدة شما کتابتان بیشتر تخیلی است، یا هشداردهنده و پیشبینی کننده؟»
پیدا بود که سوان دربارة این سؤال بسیار اندیشیده بود، لذا چنین استدلال کرد: «ظاهراً اثری تخیلی است، اما کتابی است که بر اساس تجربیات شخصی نوشته شده و احتمال وقوع حوادث آن زیاد است. منظورم این نیست که جنگی سایکیک نظیر آنچه در کتاب گفته شده رخ خواهد داد. احتمالاً اینگونه نخواهد شد. به عنوان مثال، دَن مریودر که یک سوپرسایکیک است، از نیروهای فوقالعادهای به عنوان یک فرد برخوردارست اما شواهدی وجود دارد که در آینده، گروهی از افراد سایکیک تشکیل خواهند شد که وقتی با یکدیگر کار کنند به مثابه همان نیروی سوپرسایکیک خواهند بود. ما شواهدی بر تأیید این فرضیه در دست داریم که وقتی عدهای افراد سایکیک با یکدیگر و گروهی به کار میپردازند، مجموع انرژیهای فراروانی آنها و نتایج حاصله، بیش از نتایج کار به صورت فردی است. اگر زمانی موفق به یافتن روش تعلیم پدیدههای فراروانشناسی شویم، باید انتظار داشته باشیم که یک فرد تعلیم یافته بتواند کارهای بزرگی انجام دهد. اما آنچه امیدوار به یافتن آن هستیم یک ابرسایکیک واقعی است که آن هم گروهی از افرادی است که با یکدیگر کار میکنند».
برای هر فرد منطقگرایی، بعید به نظر میرسد که علیرغم وجود پدیدههای فراروانشناسی، این پدیدهها آن چنان مهار بشوند که ارتش بتواند در جنگ آتی، روی استفاده از آنها حساب کند. بسیاری از فراروانشناسان، هرگز به شواهدی تجربی برنخوردهاند که توانمندیهای سایکیک برای منافع عملی مورد استفاده قرار گرفته باشند، مگر در موارد نادر و تحت شرایطی بسیار مناسب. اما یک نظریهپرداز، به هیچ وجه نمیتواند این احتمال را رد کند که روزی ممکن است نیروهای یک ابرسایکیک به گونهای متحول شود که از هر آنچه سابقاً دیده شده فراتر رود، و یا عدهای از محققین آینده بتوانند راهی برای مهار مؤثر پدیدههای مافوق طبیعی به دست آورند.
کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد کلاغ هم راضی به رضای خدا بود
اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد...........
١-به کودک فال فروشی گفتند چه میکنی ؟ گفت: به کسانی که در امروز خود مانده اند فردامیفروشم...............
٢-دوری پایان عشق نیست ،انگار لطیف ترین غم دنیاست.
٣-اگر روزی ترکت کردند بدان که با تو بودن لیاقت می خواهد (چارلی چاپلین)
۴-صبر کردن دردناک است وفراموش کردن دردناک تر ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش
۵-خاطرمان باشد شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.
۶-چه دیر می فهمیم زندگی همان لحظاتی بود که زود سپری شدنش را آرزو می کردیم
٧-کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا بدر کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد
تهران در قدیم روستایی نسبتا بزرگ بود که بین شهر بزرگ و معروف آن زمان، شهر ری و کوهپایههای البرز قرار داشت. اولین بار نام آن در ذکر زندگینامه ابوعبدالله حافظ تهرانی متولد ۱۹۰ ق. آمده است. این منطقه در زمان سلسله صفوی به علت اینکه بقعه امامزاده سید حمزه جد اعلای صفویه در نزدیکی حرم شاهزاده عبدالعظیم قرار داشت و تهران نیز دارای باغهای خوش آب و هوا بود، مورد توجه قرار گرفت. در سال ۹۶۱ ق. شاه تهماسب نخستین باروی تهران را احداث نمود. کریمخان زند به مدت ۴ سال تهران را مرکز حکومت خود قرار داد و در محوطه ارگ بناهای جدیدی احداث نمود. آغا محمدخان در سال ۱۲۰۰ ق. برابر نوروز ۱۱۶۴ خ. تهران را به پایتختی برگزید و در همین شهر تاجگذاری کرد. با گزینش این شهر به پایتختی روند گسترش کمی و کیفی آن متحول شد و در مدت ۲۲۰ سال جمعیت آن از حدود ۱۵۰۰۰ نفر در سال ۱۱۶۴ خ. به بیش از ۷ میلیون نفر در سال ۱۳۸۴ رسید و وسعتش از حدود ۴٫۴ کیلومتر مربع به بیش از ۷۳۰ کیلومتر مربع افزایش یافت.[۵] تراکم جمعیت در تهران بین ده هزار و هفتصد تا بیش از یازده هزار نفر در هر کیلومتر مربع برآورد می شود که بنابر آمار نخست شانزدهمین شهر پرتراکم جهان است. [۶] [۷] شهر تهران در کوهپایههای جنوبی رشته کوه البرز در حد فاصل طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۲ دقیقه شرقی تا ۵۱ درجه و ۳۶ دقیقه شرقی، به طول تقریبی ۵۰ کیلومتر و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه شمالی تا ۳۵ درجه و ۵۰ دقیقه شمالی به عرض تقریبی ۳۰ کیلومتر گسترده شده است. ارتفاع شهر در شمالیترین نقاط به ۱۸۰۰ متر و در جنوبیترین نقاط به ۱۰۵۰ متر از سطح دریا میرسد. تهران از شمال به نواحی کوهستانی و از جنوب به نواحی کویری منتهی شده در نتیجه در جنوب و شمال دارای آب و هوایی متفاوت است. نواحی شمالی از آب و هوای سرد و خشک و نواحی جنوبی از آب و هوای گرم و خشک برخوردارند.[۵]
محلههای قدیم تهران
ارگ · بازار · پاچنار · پاقاپق · پامنار · چالهحصار · چالهمیدان · خانیآباد · درخونگاه · دروازه قزوین · دروازه دولت · سرپولک · سنگلج · صابونپزخانه · عودلاجان · قلعه شهر نو · قناتآباد · گار ماشین · گود زنبورکخانه · گود عربها · لالهزار
تهران امروزی
شمال
آبک • آجودانیه • احتشامیه • اختیاریه • اُزگُل • اسدآباد • اسلامآباد • اقدسیه • الهیه • امامزاده قاسم • امانیه • امیرآباد • اوین • باغ شاطر • باغ صبا • باغ فردوس • بهجتآباد • پاسداران • پل رومی • پونک • تجریش • جلالیه • جماران • جمالآباد • جمشیدیه • چالهرز • چیذر • خوردین • دارآباد • دربند • درکه • دروس • دزاشیب • ده ونک • رحمانآباد • رستمآباد • زرگنده • زعفرانیه • سامیان • سربند • سعدآباد • سوهانک • سهروردی • سید خندان • صاحبقرانیه • عباسآباد • فرحزاد • فرمانیه • فیشرآباد • قزلقلعه • قلعه ارامنه • قلهک • قیطریه • کاشانک • کامرانیه • کاوسیه • کوی نصر (گیشا) • گلابدره • محمودیه • منظریه • مهران • میرداماد (داودیه) • نیاوران • ولنجک • ولی عصر • ونک • یوسفآباد
شرق
احتسابیه • اراج • اصفهانک • افسریه • تهرانپارس • تهراننو • جوادیه • چهارصددستگاه • حدادیه • حسینآباد • حشمتیه • حکیمیه • خاکسفید • خاوران • دوشانتپه • دولاب • دولتآباد (شهرک امام خمینی) • سرخهحصار (تهران) • سلیمانیه • شادآباد • شمسآباد • شمیراننو • شیان • صددستگاه • عباسیه • فرحآباد • قاسمآباد • قصر فیروزه • قنات کوثر • کاروان • کاظمآباد • کالاد • کوهک • کیانشهر • لارک • لویزان • مبارکآباد • مجیدآباد • مجیدیه • مسگرآباد • مشیریه • نارمک • نظامآباد • نیروی هوایی • وحیدیه • هاشمآباد
جنوب احمدیه • اسفندیاری • اسماعیلآباد • امیریه • باروتکوبی • باغ آذری • بریانک • تپه سیف • ترکآباد • جوادیه • جوانمرد قصاب • چشمهعلی • حسنآباد • خانیآباد • خانیآباد نو • خزانه بخارایی • خلازیل (خورآذین) • دولتخواه • زهتابی • زورآباد • صالحآباد شرقی • صالحآباد غربی • عبداللهآباد (شهرک رسالت) • عبدلآباد • فهیمآباد • قلعهمرغی • کریمآباد • گلشهر • محمودآباد • ملکآباد • منصورآباد • منیریه • نازیآباد • نعمتآباد • وصفنارد • یاخچیآباد
شهر ری ابن بابویه • اقدسیه • تقیآباد • دولتآباد قیصریه • دیلمان • سرتخت • ظهیرآباد • میدان • نفرآباد • ولیآباد
غرب
آریاشهر (صادقیه) • آزادشهر • ازگیلدره • اکبرآباد • اندیشه شمالی • باغ فیض • پیکانشهر • ترکآباد • تهرانسر • تهرانویلا • جاویدآباد • جنتآباد • جی • حسنآباد • حصارک • خلیج • دریاننو • دهکده المپیک • زِیبادشت • زیبادشتک • زیباشهر • سرآسیاب مهرآباد • سعادتآباد • سعیدآباد • سنگچشمه • شادآباد • شهابشهر • شهر زیبا • شهرآرا • شهران • شهرک غرب • ضرابخانه • طرشت • عربآباد • کَن • کهک • گلستان • مرادآباد • مهرآباد • نوروزآباد • وردآورد • وسک • ویلاشهر • یافتآباد
شهرکها
۲۲ بهمن · ابوذر · آپادانا · احمد خمینی · آزادی · آزمایش · استاد مطهری · استقلال · آسمان · البرز · المهدی · امام خمینی · امید · امیرالمؤمنین · امیرکبیر · انصار · انقلاب · اکباتان · بستان · بعثت · بوعلی · بهرود · بهمن · پارس · پاس · پاسداران · پرواز · تأمین اجتماعی · تختی · جوادالائمه · چشمه · چیتگر شمالی · خرمنکوب · خودروسازان · دانش · دانشگاه تهران · دریا · دژبان · راهآهن · ژاندارمری · سئول · ساحل · سجاد · سجادیه · سرتیپ رسولی · سعیدیه و حمیدیه · سلیمانیه · سینمایی غزالی · شاهد · شاهین · شریعتی · شریفآباد · شهرداری · شهید باقری · شهید باهنر · شهید بهشتی · شهید چمران · شهید کمالی · حکیمیه · صاحبالزمان · صدرا · صنایع چوب · طالقانی · شهرک غرب · فاطمیه · فجر · فرهنگیان · فلزات · قائم · قدس · کارمندان · کارمندان دولت · کاظمیه · کلاهدوز · کیانشهر · گلستان · گلشهر · گلها · لاله · مبعث · محلاتی · مسلمین · مسیحآبادی · مطهری · میلاد · نفت · نور · نیروی هوایی · والفجر · وصال · ولی عصر · هما · هواپیمایی کشور
کویها
۱۷ شهریور · ارم · ارمکان · آزادی · افسریه · الهام · بانک سپه · بیمه · دانشگاه · زینبیه · سازمان برنامه · سیزده آبان · سینا · فراز · فردوس · کیهان · مهرآباد · مکانیر · نوبنیاد · نور
وجه تسمیه
در افسانهها آمدهاست که شیراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پیشدادیان) شهر شیراز را تأسیس کرد و نام خود را بدان بخشید. به روایتی دیگر، نام این دیار، شهرراز بوده که به اختصار شهر از و شیراز خوانده شدهاست. در حالی که بر اساس تحقیقات تدسکو شیراز به معنای مرکز انگور خوب است،[۴] ابن حوقل، جغرافی دان مسلمان قرن چهارم هجری، علت نامگذاری شیراز شباهت این سرزمین به اندرون شیر میداند، چرا که به قول او عموماً خواربار نواحی دیگر بدانجا حمل میشد و از آنجا چیزی به جایی نمیبردند. و بالاخره بنا به نوشته کتاب صورالاقالیم، از جهت وجود دامهای بسیار در دشت شیراز، آنجا را "شیرساز" نامیدهاند.باری، بیش از هر چیز نام زیبا و سحرانگیز شیراز که واژهای فارسی است، بهترین گواه بر این باور است که برخلاف پندار پارهای از جغرافی دانان مسلمان، تأسیس این شهر به قرنها قبل از ورود اسلام به ایران باز میگردد.
علاوه بر آنچه گفته شد، کاوشهای باستان شناسی در تخت جمشید، به سرپرستی کامرون در سال 1314 ه.ش، به پیدایش خشت نبشتههایی انجامید که بر روی چند فقره از آنها نام شیراز مشخص بود. بدین ترتیب میتوان احتمال داد، این وادی که در عهد رونق تخت جمشید، آبادی کوچکی بیش نبودهاست، بعد از انهدام پایتخت هخامنشیان، سمندروار از دل خاکستر آن دیار برپا خاستهاست.
تاریخ
شهر شیراز یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران (یکی از شش شهر اصلی تاریخی معروف ایران یعنی شیراز، اصفهان، کرمان، یزد، تبریز و کرمانشاه) و جهان بوده و قدمتی بالغ بر ۴۰۰۰ سال دارد.این شهر در حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح محل استقرار بزرگترین امپراطوری جهان بودهاست.
بعد از مدعی شدن برای نام جعلی خلیج عرب حالا نوبت به ابوعلی سینا رسید.....؟
پس از آن که افغانها نام ابوعلی سینا، حکیم نامدار ایرانی را با پسوند «بلخی» بر یکی از خیابانهای کابل گذاشتند، این بار اماراتیها نیز مدعی این دانشمند جهان اسلام شده و نام او را بهعنوان یک دانشمند عرب، بر ربات ساخت خود نهادهاند.
پایگاه اطلاعرسانی گلفنیوز که بر اخبار کشورهای عرب حوزهی خلیج فارس متمرکز است، چند روز پیش با انتشار خبری درباره نوآوری دانشمندان اماراتی نوشت: «نام ابوعلی سینا دانشمند عرب بهعنوان نام ربات ساخت امارات انتخاب می شود».
با این وصف، پس از ترکیه که به استناد مدفن مولانا، تمام تلاش خود را برای تصاحب او به کار گرفته و میگیرد، حالا نوبت اماراتیهاست که به استناد نوشتههای عربی شیخالرییس، او را عرب معرفی کنند...
بهزعم بسیاری از فرهنگدوستان و اهالی مطالعات فرهنگی، واژگان پارسی که هر یک چون الماسی در کنار بیان فصیح زبان عربی جای گرفتهاند نشانههای بسیاری از درهمآمیختگی فرهنگ دو قوم همجوار با هم را بازگو میکنند.
اما قطعاً درآمیختگی واژگان فارسی در کتب و متون عربی، آنها را به نسخهای فارسی تبدیل نمیکند همانگونه که شعر حافظ و سعدی با عبارات عربی تبدیل به شعر عرب نشده است. حالا چه طور است ابوعلیسینا با نگارش کتابی عربی، دانشمندی عرب بهحساب میآید؟! لابد ما هم میتوانیم مدعی شویم اقبال لاهوری اهل همین رزن خودمان است.
ابنسینا از پدری بلخی عبدالله نام و مادری بخارایی به نام ستاره در قریه خورمیثن، میانهی راه بلخ و بخارا که همگی در آن روزگار بخشی از خاک ایران زمین و ملک خراسان بودند، چشم به جهان گشود؛ دنیای را شیفته و شیدای علم و اندیشه خود کرد و در همدان نقاب خاک به دیده برکشید.
اما مولانا و ابوعلیسینا و خیام و شیخ حسن خرقانی تنها متعلق به این جغرافیای تنگ نیستند، آنها متعلق به همه بشریتاند و هرکسی سهم خود را از این سفره برمیدارد، با این حال خدا را شکر که شیخالرییس جنازهاش نزد ماست، قبرش هم مشکوک نیست، سندی هم در این هزار سال بهدست نیامده که او حوالی اُکراین مرده باشد و مهمتر از همه نشنالجیوگرافی هم هیچ همدان دیگری جز همین همدان ما که غار علیصدر و کوه الوند دارد، ثبت نکرده است تا سایرین هم بهفکر تصاحب آن باشند.
آفتاب آمد دلیل آفتاب. دیگر بیش از این چه میتوان گفت جز توضیح واضحات، این که این مرد خراسانی در سن 58 سالگی و در عهد سامانیان دارفانی را وداع گفت، این که او چنان به عربی تسلط داشت و این زبان را در کودکی چنان آموخته بود که فصیحتر از هر عربزبانی مینوشت و حرف میزد، با این همه عشق او به زبان ملیاش چنان بود که در نوشتههای خود به فارسی نهایت دقت را بهکار میبرد تا پیراستگی آن را مخدوش نکند.
هرگز ننوشت مثلث و نوشت «سهسو» هرگز ننوشت ضلع و نوشت «پهلو» هرگز ننوشت ماهیت و نوشت «چیز» و هرگز ننوشت ناطق بلکه نوشت «گویا».
بگذریم، با این حرفها نه از ایرانی بودن شیخ دفاع کردهایم و نه چیزی غیر از آن را مخدوش. او قامتی به بلندای تاریخ دارد و تاریخی به عظمت ایران.
بیش از 2 هزار سال پیش، آن هنگام که داریوش بزرگ، کانال داریوش را که بعدها به سوئز مشهور شد،ساخت، به یادگار کتیبهای در آنجا نصب کرد.این سند قدیمیترین سند در دنیاست که نام خلیج فارس را در خود جای داده است. این کتیبه اکنون در موزه لوور نگهداری میشود.
کتیبه کانال سوئز یکی از مهمترین اسنادی است که نام خلیج فارس در آن با ظرافت تمام ذکر شده است.
این کتیبه که به صراحت فرمان داریوش بزرگ را در حفر کانال سوئز بیان میکند، 12 سطر دارد و به زبان فارسی باستان نوشته شده است.
سطر اول تا چهارم این کتیبه به ستایش اهورامزدا اختصاص دارد و در سطر چهارم توصیف سرزمین پهناور بزرگی به میان آمده که داریوش، شاه آن است.
در سطر هفتم کتیبه از زبان داریوش آمده است(میگوید داریوش شاه، من پارسیام، از پارس، مصر را گرفتم، من دستور دادم این جویبار (کانال) را کندند از سوی رود پیرآوه (پرآب = نیل) که در مصر جاری است، که به سوی دریای پارس میرود، سپس من این جویبار را دستور دادم کندن و آنچنان که دستور دادم کنده شد و ناوگان از اینجا، یعنی از مصر به آن سوی، یعنی پارس حرکت کردند آنچنان که مرا کام بود).
در سطر دهم این کتیبه با عبارت "ابی دریه تیه هچاپارسا اَئیتی" به صراحت به نام دریای پارس اشاره کرده و هیچ شکی وجود ندارد، آبهایی که اکنون خلیج فارس نام دارد آن زمان دریای پارس قلمداد میشدهاند.»
خلیج فارس یا همان دریایی که به دستور داریوش دریای پارس نامش نهاده بودند، نامی است به جای مانده از کهنترین منابع. منابعی که از سدههای قبل از میلاد سر بر آورده و با پارس، نام سرزمین ملت ایران عجین شده است.
خلیج فارس دریای کم عمق نیمه بستهای است، با مساحت 240 هزار کیلومتر مربع که در جنوب غربی قاره آسیا و در جنوب ایران قرار دارد.
زمینشناسان عقیده دارند که در حدود 500 هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.
قدمت خلیج فارس با همین نام آنچنان دیرینه است که عدهای عقیده دارند خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا مبدا پیدایی نوع بشر است.
نخستین بار یونانیها خلیج فارس را "پرسیکوس سینوس" نامیدند که همان خلیج فارس معنا میدهد.
از آنجا که این نام برای اولین بار در منابع معتبر تاریخ توسط غیر ایرانیان نوشته شده است هیچگونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد.
"استرابن"، جغرافیدان قرن اول میلادی، نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده است.
او محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان میکند.
همچنین "فلادیوس آریانوس" مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس نیست نام میبرد.
سلام تو این قسمت میخوام شما را با انواع کلاسهای مبلمان اشنا کنم:
١-مبلمان راحتی:که خود شامل راحتی تمام بارچه"مبلمان دسته چوبی وانواع مبلمان مدل ال میباشد.
٢-مبلمان استیل. (مبلمان راحتی معمولا بدون میز است اما دسته چوبی ها و استیل ها دارای میز میباشد)
البته در زمان خرید رنگ و نوع چرم و بارچه به انتخاب شما قابل تغییر است و یک نکته مهم که در خرید میتواند شما را یاری کند این است که هرچه نشیمن یک مبل صفت تر باشد مبلمان به مرور زمان کمتر تغییر و دچار افت خواهد شد.
بطور معمول دسته چوبی ها دارای یک میز ویک عسلی در ست هفت نفره میباشد.
مبلمان استیل نیز دارای یک میز و دو عسلی در ست نه نفره میباشد.
شما میتوانید سوالات خود را از طریق ایمیل به ادرس mohsentalebi59@yahoo.com مطرح و حداکثر ظرف مدت 48 ساعت جواب خود را دریافت نمایید.
با سلام به همه دوستداران فرهنگ و هنر این مرز و بوم:اوایل سال ٨٩ بود که برای چند روزی به شیراز سفر کردم. در اونجا خیلی از مردم بر این باور هستند که چون کریم خان شیراز رو مقر حکومت قرار داده خود او هم اصالتا شیرازی است. اما همه این را میدانیم که این مرد بزرگ یلی از دیار شیر مردان لرستان بوده است و هنوز هم طایفه ای بزرگ از خاندان زند در شهر ملایر و شهرهای اطراف ان ساکن و در حال زندگی هستند البته حضور طایفه زند در ملایر به سالهای بسیار دورتر از زمان حکومت کریم خان برمیگردد. حتی در سالهای اخیر برخی از دوستداران این اب و خاک بر این امر اصرار داشتند که استانی با نام استان زند تاسیس گردد که شامل شهرستانهای ملایر-نهاوند-بروجرد-توره و اشترنیان باشد. و شهرستان ملایر را به عنوان مرکز این استان قرار دهند.
همان طور که میدانید تنها تصویر موجود از یک زن در تخت جمشید مربوط به یک صورتک در محور مرکزی یکی از چرخهای یک ارابه میباشد که بیان گر نقش محوری زن در کانون خانواده میباشد و نشان دهنده این است که ما ایرانیان از دیر باز به حفظ کرامت زن و جایگاه او در خانواده و حفاظت از او در مقابل نا محرمان به عنوان ستونی در بنیان خانواده ایمان داشته ایم.
سامن شهری از توابع ملایر که طی حفاریهای انجام شده در سال 84 تعدادی رشته تونل زیر زمینی در ان یافت شد که قدمتی چند هزار ساله دارد که به شهر زیر زمینی اطلاق میگردد.شهر سامن در حدود ۱۵ کیلومتری جنوب غربی ملایر و در راه ملایر-بروجرد قرار دارد. محصول اصلی باغات این شهر گردو ، انگور و بادام است .خیار شور نیز یکی دیگر از محصولات این شهر است که جزو محصولات صادراتی به خارج از کشور نیز میباشد.
سلام دوست عزیز شما میتوانید با ارسال ایمیل به ادرس mohsentalebi59@yahoo.com هر سوالی که در این زمینه دارید رو مطرح و جواب ان را حداکثر ظرف مدت 48 ساعت دریافت نماید.
نظرات ()