﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>همه بچه طهرون</title>
    <description>mohsentalebi007's description</description>
    <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>محسن طالبی</managingEditor>
    <lastBuildDate>Tue, 14 Dec 2010 18:50:46 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>بیمه در ایران باستان</title>
      <description>&lt;div&gt;
&lt;p&gt;در آن زمان کیقباد نماد شاهی بود که  تمام ایران به فرمانش بودند. یکی از این فرمانها پرداخت بیمه به آسیب  دیدگان بوده است. در زمان پادشاهی کیقباد اگر کسی دچار آسیب می شد یا خانه  اش آتش می گرفت یا کشتزارش با خشکسالی بی ثمر می ماند باید به او تاوان یا  بیمه داده می شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بیمه مردم در ایران از دوره کیقباد  (حدود پنج هزار سال پیش) آغاز شده است. در این دوره اگر کسی دچار آسیب می  شد باید به او تاوان یا بیمه داده می شد که به بیمه تاوان و به بیمه شدگان  دریغمندان می گفتند. &lt;br /&gt;به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اقتصاددان-  پادشاهی کیقباد برابر دوره ای است که در ایران پادشاهیهای کوچک (ملوک  الطوایفی) پدید آمده بود. ایرانیان در آن زمان دریافتند که زیر یک درفش و  یک حکومت مرکزی بودن بسیار بهتر است و در برابر دشمنان یارای مقاومت بیشتری  دارند به همین دلیل از میان خود یک شاه انتخاب کردند که بر بقیه حکومت می  کرد و شاهنشاه خوانده می شد.&lt;br /&gt;در آن زمان کیقباد نماد شاهی بود که  تمام ایران به فرمانش بودند. یکی از این فرمانها پرداخت بیمه به آسیب  دیدگان بوده است. در زمان پادشاهی کیقباد اگر کسی دچار آسیب می شد یا خانه  اش آتش می گرفت یا کشتزارش با خشکسالی بی ثمر می ماند باید به او تاوان یا  بیمه داده می شد.&lt;br /&gt;دریغمندان همان آسیب دیدگان بودند&lt;br /&gt;فریدون  جنیدی نویسنده کتاب "حقوق جهان در ایران باستان" به خبرنگار مهر گفت: در  بررسی اشعار شاهنامه و کتاب اوستا به این مسئله پی بردم که از دوره کیقباد  به کسانی که دچار خسارت یا آسیب می شدند تاوان تعلق می گرفت.&lt;br /&gt;جنیدی  بیان کرد: در کتاب اوستا به کسانی که تاوان دریافت می کردند "دریغو بیو"  نام داده اند که ترجمه آن به زبان فارسی "دریغمندان" است.&lt;br /&gt;وی ادامه  داد: گزارندگان اوستا به خوبی دریافت نکرده اند که معنای دریغمندان چیست  بنابراین در همه جا از این واژه استفاده کرده اند درحالی که برگردان این  کلمه در زبان فارسی درویشی به دریوزگی و گدایی نیز تعبیر می شود و مهمتر  آنکه گدایی کردن در ایران باستان یکی از ننگها و گناهان به حساب می آید.&lt;br /&gt;جنیدی  بیان کرد: طبق نوشته های کهن از جمله اوستا و شاهنامه فردوسی، تاریخ بیمه  به دورانی دورتر از هخامنشیان یعنی حدود 4800 تا 5000 سال پیش مربوط می  شود. با این حال هنوز در مورد بسیاری از مناطق ایران مانند خوراسان، اسپهان  و ... مطالعه و کاوش نشده است تا بتوان گفت اسنادی وجود دارد که نشان  دهنده قدمت بیشتر پرداخت تاوان باشد.&lt;br /&gt;نویسنده کتاب "حقوق جهان در  ایران باستان" بیان کرد: غربی ها همیشه فکر می کردند که بیمه یا تاوان در  ایران باستان از زمان هخامنشیان بوجود آمده است اما این گمان اشتباه است،  چون آنها نوشته های ایرانی مانند اوستا و کتابهای پهلوی و شاهنامه را  نخوانده اند و تنها به گل نوشته های هخامنشی اکتفا کرده و تصور کرده اند که  تمامی کارگران و مهندسانی که به ساختن کاخ ها و ... مشغول بودند بیمه می  شدند.&lt;br /&gt;بیمه همگانی، سوانح و عمر در ایران باستان &lt;br /&gt;وی با بیان  اینکه کیقباد طبق اشعار شاهنامه فرمانهای مختلفی را برای پرداخت تاوان به  مردم آسیب دیده اعلام کرده است گفت: طبق این فرمان می توان به آن کس که کار  می کند و از کار کردش توشه بدست نمی آورد از محل درآمد پادشاه کشور روزی  داد. این فرمان برای همگان صادر شده و می توان گفت امروزه به این فرمان  کیقباد بیمه همگانی می گویند.&lt;br /&gt;پژوهشگر فرهنگ و زبانهای باستانی  تصریح کرد: درایران باستان برای همه افرادی که دچار پیشامدهای نابه هنگام  یا ناهنجار می شدند نیز تاوان (بیمه سوانح) پرداخت می شد.&lt;br /&gt;جنیدی می گوید: میزان پرداخت بیمه به اندازه میزان خسارت وارد شده به آن شخص در نظر گرفته می شد. &lt;br /&gt;وی  افزود: طبق اشعار شاهنامه تاوان نه تنها به کسانی که دچار سوانح و بلایایی  طبیعی دچار شده بودند بلکه به کسانی که خانه یا اموال آنها هم به سرقت  رفته بود تعلق می گرفت.&lt;br /&gt;به گفته این پژوهشگر، از زمان کیقباد برای  آنان که در جنگ آسیب و سختی می دیدند بیمه حوادث یا تاوان در نظر گرفته می  شد. همچنین بیمه عمر هم از انواع تاوانهایی بود که به بازماندگان فرد فوت  شده تعلق می گرفت. حتی این پاسداری تنها از مردمان نبوده است بلکه جانوران  پیر نیز تا پایان عمر از پرورش کارفرمایان خود برخوردار بوده اند.&lt;br /&gt;جنیدی،  پژوهشگر فرهنگ و زبان&amp;zwnj;های باستانی در کتاب خود با عنوان "حقوق جهان در  ایران باستان" مستنداتی درباره فرمان کیقباد در مورد پرداخت تاوان ارائه  کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/17</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5955329</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5955329</guid>
      <pubDate>Tue, 14 Dec 2010 18:50:46 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>گفته هایی درباره اینده مبارزان سایکیک.......؟</title>
      <description>&lt;p&gt;حدود بیست سال پیش در بسیاری از جوامع غربی، علی&amp;zwnj;الخصوص جوامع علمی و خبری  شایعاتی داغ بر سرزبان&amp;zwnj;ها بود که خبر از مبارزانی می&amp;zwnj;داد که سلاح&amp;zwnj;شان چیزی  نبود جز توانمندی&amp;zwnj;های باطنی آنها. اخبار و پیشگویی&amp;zwnj;هایی دربارة  ابرسایکیک&amp;rlm;ها، جاسوسی از طریق افراد سایکیک&amp;nbsp; و قابلیت&amp;zwnj;های فراروانی آنها،  مشاهده از راه دور، جنگ&amp;rlm;افزارهای فراروانی و کنترل ذهن بوسیلة پدیده&amp;zwnj;های  فراروان&amp;zwnj;شناسی. بدون شک این مطالب در آن زمان گیج&amp;zwnj;کننده به &amp;zwnj;نظر می&amp;zwnj;رسیدند و  تصور به حقیقت پیوستن چنین نظریاتی که عنوان می&amp;rlm;شد، وحشت&amp;rlm;انگیز  بوده&amp;zwnj;اند... &lt;br /&gt;اما با همة این اوصاف، امروزه شواهد محکمی وجود دارد که  نشان می&amp;zwnj;دهند این شایعات و پیش&amp;zwnj;گویی&amp;zwnj;ها از مرز میان علم واقعی و علم تخیلی  فراتر رفته و بسیاری از آن&amp;zwnj;ها که روزی خیالی بیش بنظر نمی&amp;zwnj;رسیدند، به  واقعیت پیوسته&amp;rlm;اند. هم&amp;zwnj; اینک اخطاری که در آن روش&amp;zwnj;ها دربارة خطر به&amp;zwnj;کارگیری  نیروهای سایکیک &amp;zwnj;داده شده، واقعیت یافته است. &amp;laquo;صرف بودجه&amp;zwnj;های کلان، ایجاد  آزمایشگاه&amp;zwnj;های بسیار مجهز، محرمانه شدن تحقیقات، جذب افراد مستعد از سراسر  جهان به مراکز تحقیق در برخی کشورها، اشارات کنترل نشده برخی از رهبران  سیاسی به دانش و ابزار آن، اعترافات برخی از دانشمندان مشهور به واقعیت&amp;zwnj;های  مربوطه، نشانه&amp;zwnj;هایی از آنچه در پشت پرده می&amp;zwnj;گذرد، دارد. بطور مثال چند سال  پیش یکی از دانشمندان برجسته آمریکایی پس از اختلاف نظرهایی که با سازمان  سیا داشت، در مطبوعات آمریکا اعلام کرد که سیا بیش از دویست هزار نفر از  سوژه&amp;zwnj;های سایکیک را در اختیار دارد و در بسیاری از عملیات&amp;zwnj; سیا در سطح جهان  از این افراد به &amp;zwnj;صورت مشورتی یا اجرایی کمک گرفته است&amp;raquo;.&amp;nbsp; همه و همة این  اطلاعات تأکیدی ا&amp;zwnj;ست بر واقع شدن پیشگویی&amp;zwnj;هایی که دربارة آیندة به&amp;zwnj;کارگیری  از نتایج تحقیقات فراروانی شده&amp;zwnj;&amp;zwnj;اند که البته آن پیشگویی&amp;zwnj;ها نیز بیانی&amp;zwnj;  بوده از آنچه که عیان است. &lt;br /&gt;*********&lt;br /&gt;&amp;laquo;دَن مِری&amp;rlm;وِدِر، ستارة موسیقی  راک، قدرت&amp;rlm;های حیرت&amp;rlm;آور سایکیک خود را کشف نمود. &amp;laquo;سفرهای ذهنی خروج از  جسم&amp;raquo;&amp;nbsp; او باعث فاش شدن پایگاه&amp;rlm;های شوروی و آمریکا برای تکوین تسلیحات  مرگبار سایکیک گردید. اکنون روسیه بدنبال اوست. آمریکا یکی از ژنرال&amp;rlm;های  سایکیک خود را برای جستجوی او گسیل داشته است. در نظر سوداگران جنگ، او  نهایت یک اسلحة رعب&amp;rlm;آور است، اما این اسلحه در مخفیگاه عجیب و وحشتناک  منتظر است و برای آیندة دنیا نقشه می&amp;zwnj;کشد&amp;raquo;.&lt;br /&gt;این کلمات قسمتی از تبلیغات  پشت جلد داستان حیرت&amp;rlm;آوری موسوم به &amp;laquo;ستارة آتش&amp;raquo;&amp;nbsp; نوشتة &amp;laquo;اینگوسوان&amp;raquo;&amp;nbsp; است که  اولین جنگ روانی جهان را تعریف کرد. با این که این اولین داستان کوتاه او  بود اما سوان در بازار ادبیات تازه &amp;rlm;وارد نبود. او بیست و چهار کتاب دیگر  دربارة موضوعات سایکیک و نیروهای ماورائی نوشته است. از این حیث، یقیناً  ستارة آتش داستانی منحصر بفرد است. زیرا این کتاب را یک &amp;zwnj;سایکیک غیرمعمولی  دربارة یک سوپر&amp;zwnj;سایکیک نوشته است. به گفتة خود سوان، این داستان به همان  اندازه که جذاب است، اخطارآمیز هم محسوب می&amp;zwnj;شود.&lt;br /&gt;اینگوسوان از نژاد  افراد نادری ا&amp;zwnj;ست که در بیش از یک مورد، صاحب توانایی&amp;rlm;های سایکیک هستند. او  نه تنها از قدرت&amp;rlm;های فراروانی (در دو شاخه اصلی در علم فراروان&amp;zwnj;شناسی یعنی  ادراک فراحسی و روان جنبشی) بهره&amp;rlm;مند است بلکه به علت سابقة علمی&amp;rlm;اش  می&amp;zwnj;تواند با بی&amp;rlm;طرفی دربارة قابلیت&amp;rlm;ها و بینش نافذ خود بنویسد و توضیح دهد.  در حقیقت این افکار سوان است که تا این اندازه کتاب ستارة آتش را  مسحورکننده ساخته است. از این نظر شاید بتوان گفت که کتاب او یک داستان  تخیلی نیست، چرا که بر اساس تجربیات وی به عنوان یک سایکیک و یک محقق  سایکیک، نوشته شده است.&lt;br /&gt;آیا یک فرد سایکیک تعلیم دیده قادر است ذهن خود  را صدها مایل دورتر از بدنش متمرکز کرده و اسرار پایگاه&amp;rlm;های نظامی را دیده و  گزارش نماید؟ یا در ذهن طراحان سوق&amp;rlm;الجیشی دشمن نفوذ کند و یا حتی با  نیروی روان جنبشی&amp;zwnj;اش بتواند رایانه&amp;rlm;هایشان را دستکاری نماید؟ به عقیدة  سوان، این&amp;rlm;ها امکانات واضحی هستند و پاسخ این سؤالات، موضوع اصلی کتاب  اوست. قهرمان اصلی کتاب یک جاسوس سایکیک&amp;zwnj; است. سوان اشاره می&amp;zwnj;کند که  فراروان&amp;rlm;شناسان از خود سؤال می&amp;rlm;کردند که کاربردهای عملی پدیده&amp;rlm;های فراروانی  چه می&amp;zwnj;تواند باشد و به &amp;zwnj;همین دلیل نیز فکر این که بتوان افراد سایکیک را  در عملیات مخفیانة جاسوسی به کار گرفت، چندان هم بیهوده نیست. در واقع،  موضوعی که این چنین با حرارت در کتاب ستارة آتش بیان شده، بر مبنای  پژوهش&amp;rlm;هایی&amp;zwnj; است که سوان شخصاً در عرض چندین سال در مؤسسة تحقیقاتی  استنفورد با آن&amp;rlm;ها سر و کار داشته است.&lt;br /&gt;و اما &amp;laquo;سوان&amp;raquo; چه نظری دربارة کتاب و پیامش دارد؟&lt;br /&gt;&amp;nbsp;در  ماه می سال 1978، هنگامی که سوان برای تبلیغ ستارة آتش به لس&amp;zwnj;آنجلس آمده  بود، با او دربارة کتابش مصاحبه&amp;zwnj;ای انجام شد. اینگوسوان که وَجَنات با  هیبتی دارد و غیر از این که فردی سایکیک و هنرمندی برجسته است، شخصیتی جذاب  و صراحتاً بدگمان و حرّاف نیز هست. صراحت لهجة بی&amp;rlm;محابای او نیز در تضاد  با صدای آرام و لهجة غربی&amp;rlm;اش است.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;اولین سؤالی که پرسیده شد، سؤالی واضح بود. &amp;laquo;چه میزان از داستان شما بر اساس تجربیات سایکیک شخص شماست؟&amp;raquo;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;سوان  که گویا منتظر چنین سؤالی بود پاسخ داد: &amp;laquo;تقریباً همة آن. البته تنها مورد  تخیلی آن، طرح اصلی، شخصیت&amp;rlm;ها و شدت نیروهای سایکیک آن است. اما در این  کتاب هیچ چیز بدون مدرک و فرضیه&amp;rlm;ای علمی بیان نشده است و برای نوشتن آن به  خوبی تحقیق شده است&amp;raquo;.&lt;br /&gt;البته هم&amp;zwnj;چنان که قبلاً اشاره شد، توطئة ستارة آتش  دربارة جنگ&amp;rlm;افزار سایکیک است. این کتاب تنها یک شیوة منحصر بفرد داستانی  نیست، چرا که بسیاری از نظریه&amp;rlm;پردازان وقایع آینده گمان می&amp;zwnj;کنند که جنگ  بعدی، جنگی سایکیک خواهد بود و حتی دربارة نقشه&amp;rlm;های جنگی یک چنین رؤیارویی،  سناریوهایی نیز ساخته و پرداخته&amp;rlm;اند. آیا می&amp;zwnj;توان با موفقیت، ذهن تحریک  شده را همچون اسلحه&amp;rlm;ای به کار گرفت؟ آیا جاسوسی سایکیک می&amp;zwnj;تواند جای ردا و  خنجر جاسوسی &amp;laquo;ماتاهاری&amp;raquo;گونه را در طی دو جنگ جهانی بگیرد؟ این&amp;rlm;ها سؤالاتی  هستند که بسیاری از نویسندگان علمی ـ تخیلی گذشته و نظریه&amp;rlm;پردازان کنونی  وقایع آینده مطرح می&amp;zwnj;کنند. اما این موضوعات را هیچ&amp;zwnj;یک، به اندازة سوان در  داستان&amp;zwnj;هایشان نپرورانده&amp;zwnj;اند.&lt;br /&gt;از سوان که مشتاق صحبت دربارة این  احتمالات بود، سؤال شد: &amp;laquo;آیا شخصاً فکر می&amp;rlm;کنید که مبارزات جنگ بعدی در  سطوح سایکیک و نظامی صورت پذیرد؟&amp;raquo;. سوان توضیح داد: &amp;laquo;فکر می&amp;rlm;کنم هم&amp;zwnj;اینک در  مراحل پیشرفتة این جنگ قرار داریم. روند وقایع در طی سال گذشته و پی&amp;zwnj; بردن  به &amp;zwnj;این &amp;zwnj;که شوروی (سابق) نیز مشغول چنین پژوهش&amp;rlm;هایی ا&amp;zwnj;ست و این حقیقت که  دیگر استفاده از بمب&amp;rlm;های نوترونی و اتمی در روی زمین میسر نیست، ما را به  این فکر می&amp;rlm;اندازد که به &amp;zwnj;جای بناها، بدن&amp;rlm;ها، لشکرها و نابودی آن&amp;rlm;ها، ذهن  آدمی هدف مطلوب خواهد بود.&lt;br /&gt;کنترل انسان&amp;rlm;ها از طریق کنترل ذهن، این روزها  بسیار مورد تحقیق قرار گرفته و البته این خود، مرحله&amp;rlm;ای از تسلیحات سایکیک  است. در حال حاضر حضور افراد استثنائی و سایکیک&amp;rlm;های فوق&amp;rlm;العاده قدرتمند،  دیگر ضروری ا&amp;zwnj;ست&amp;raquo;.&lt;br /&gt;تشریح این احتمالات از سوی سوان، بی&amp;rlm;اختیار انسان را  در این اندیشه فرو می&amp;zwnj;برد که آیا آدم&amp;rlm;های عادی کوچه و بازار این اخطارها را  نیز علمی ـ تخیلی تلقی خواهند کرد. اما این تنها سوان نیست که می&amp;rlm;پندارد  ما به زودی خود را در میان جنگی سایکیک خواهیم یافت. بلکه دیدگاهی تقریباً  مشابه از جانب &amp;laquo;دوآن الگین&amp;raquo;&amp;nbsp; ارائه شده است. وی که نظریه&amp;rlm;پرداز وقایع آینده  است، یکی از اعضاء انجمن تحقیقاتی استنفورد و از موفق&amp;rlm;ترین افرادی ا&amp;zwnj;ست که  دارای قدرت مشاهده از راه دور هستند. الگین پیشگویی کرده، از آن&amp;rlm;جا که  به&amp;zwnj;نظر می&amp;rlm;رسد ما همگی صاحب و دارای توانمندی&amp;rlm;های فراروانی هستیم، احتمال  می&amp;zwnj;رود تا دهة 1990 جنگ فراروانی داخلی میان صاحب&amp;rlm; قدرتها نظامی ـ صنعتی  کشورمان و گروهی چریکی از رادیکال&amp;rlm;های سایکیک روی دهد. این اشخاص رادیکال  از پدیده&amp;rlm;های فوق طبیعی برای ایجاد اختلالات ذهنی در بین فرماندهان برگزیدة  دشمن استفاده خواهند کرد و برای خراب&amp;rlm;کاری در رایانه&amp;rlm;ها، ماهواره&amp;rlm;ها و  سیستم سلاح&amp;rlm;ها، نیروهای سایکوکینتیک را به کار خواهند برد. الگین نیز مانند  سوان عقیده دارد که ارتش پیشاپیش اقدام به پژوهش&amp;rlm;های محرمانة  فراروان&amp;zwnj;شناسی کرده است.&lt;br /&gt;پیشگویی&amp;rlm;های الگین با باور کلی داستان ستارة  آتش و نقش احتمالی که قهرمان سایکیک آن در جنگ بزرگ بعدی خواهد داشت،  هماهنگ است. این که پیشگویی&amp;rlm;های دو متفکر نظریه&amp;rlm;پرداز مستقل دربارة آیندة  سایکیک به یک نحو متحول شده باشد، نگران&amp;rlm;کننده به&amp;zwnj;نظر می&amp;rlm;رسد و همان&amp;zwnj;طور که  سوان توضیح داد: &amp;laquo;جنگ هسته&amp;rlm;ای دیگری ممکن نیست. قدرت&amp;rlm;های جهانی بسیار در  موازنه قرار داشته و سیستم&amp;rlm;های دفاعی بیش از اندازه خودکار شده&amp;rlm;اند. حملة  هسته&amp;rlm;ای یکی از کشورها باعث نابودی همه چیز خواهد شد، چرا که اقدامات  تلافی&amp;rlm;جویانه در پی &amp;zwnj;خواهد داشت. از این رو کاملاً واضح است که قدرت&amp;rlm;های  نظامی باید روش&amp;zwnj;های جنگی جدیدی را ابداع کنند و یکی از این روش&amp;zwnj;ها کنترل  ذهن است که مستقیماً به پدیده&amp;zwnj;های فراروانی ختم می&amp;zwnj;شود&amp;raquo;.&lt;br /&gt;از سوان سؤال شد: &amp;laquo;به عقیدة شما کتابتان بیش&amp;rlm;تر تخیلی است، یا هشداردهنده و پیش&amp;rlm;بینی &amp;rlm;کننده؟&amp;raquo;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;پیدا  بود که سوان دربارة این سؤال بسیار اندیشیده بود، لذا چنین استدلال کرد:  &amp;laquo;ظاهراً اثری تخیلی ا&amp;zwnj;ست، اما کتابی ا&amp;zwnj;ست که بر اساس تجربیات شخصی نوشته  شده و احتمال وقوع حوادث آن زیاد است. منظورم این نیست که جنگی سایکیک نظیر  آنچه در کتاب گفته شده رخ خواهد داد. احتمالاً این&amp;rlm;گونه نخواهد شد. به  عنوان مثال، دَن مری&amp;rlm;ودر که یک سوپرسایکیک است، از نیروهای فوق&amp;rlm;العاده&amp;rlm;ای  به عنوان یک فرد برخوردارست اما شواهدی وجود دارد که در آینده، گروهی از  افراد سایکیک تشکیل خواهند شد که وقتی با یکدیگر کار کنند به مثابه همان  نیروی سوپرسایکیک خواهند بود. ما شواهدی بر تأیید این فرضیه در دست داریم  که وقتی عده&amp;rlm;ای افراد سایکیک با یکدیگر و گروهی به کار می&amp;rlm;پردازند، مجموع  انرژی&amp;zwnj;های فراروانی آنها و نتایج حاصله، بیش از نتایج کار به صورت فردی&amp;zwnj;  است. اگر زمانی موفق به یافتن روش تعلیم پدیده&amp;zwnj;های فراروان&amp;zwnj;شناسی شویم،  باید انتظار داشته باشیم که یک فرد تعلیم یافته بتواند کارهای بزرگی انجام  دهد. اما آنچه امیدوار به یافتن آن هستیم یک ابرسایکیک واقعی است که آن هم  گروهی از افرادی&amp;zwnj; است که با یکدیگر کار می&amp;zwnj;کنند&amp;raquo;.&lt;br /&gt;برای هر فرد  منطق&amp;rlm;گرایی، بعید به نظر می&amp;rlm;رسد که علی&amp;rlm;رغم وجود پدیده&amp;zwnj;های فراروان&amp;zwnj;شناسی،  این پدیده&amp;zwnj;ها&amp;zwnj; آن &amp;rlm;چنان مهار بشوند که ارتش بتواند در جنگ آتی، روی استفاده  از آن&amp;rlm;ها حساب کند. بسیاری از فراروان&amp;rlm;شناسان، هرگز به شواهدی تجربی  برنخورده&amp;rlm;اند که توانمندی&amp;rlm;های سایکیک برای منافع عملی مورد استفاده قرار  گرفته باشند، مگر در موارد نادر و تحت شرایطی بسیار مناسب. اما یک  نظریه&amp;rlm;پرداز، به هیچ وجه نمی&amp;zwnj;تواند این احتمال را رد کند که روزی ممکن است  نیروهای یک ابرسایکیک به گونه&amp;rlm;ای متحول شود که از هر آنچه سابقاً دیده شده  فراتر رود، و یا عده&amp;rlm;ای از محققین آینده بتوانند راهی برای مهار مؤثر  پدیده&amp;zwnj;های مافوق &amp;zwnj;طبیعی به دست آورند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/16</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5944693</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5944693</guid>
      <pubDate>Sun, 12 Dec 2010 17:53:52 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کلاغ و طوطی</title>
      <description>&lt;p&gt;کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد کلاغ هم راضی به رضای خدا بود&lt;br /&gt; اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد...........&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/14</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5938422</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5938422</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Dec 2010 13:47:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مطالب جالب</title>
      <description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;١-به کودک فال فروشی گفتند چه میکنی ؟ گفت: به کسانی که در امروز خود مانده اند فردامیفروشم...............&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;٢-دوری پایان عشق نیست ،انگار لطیف ترین غم دنیاست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;٣-اگر روزی ترکت کردند بدان که با تو بودن لیاقت می خواهد (چارلی چاپلین)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;۴-صبر کردن دردناک است وفراموش کردن دردناک تر ولی از این دو دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;۵-خاطرمان باشد شاید سالها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت از کنار هم بگذریم و بگوییم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;۶-چه دیر می فهمیم زندگی همان لحظاتی بود که زود سپری شدنش را آرزو می کردیم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;٧-کودکی خورشید را در دفتر نقاشیش سیاه کشید تا بدر&amp;nbsp; کارگرش زیر نور آفتاب نسوزد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/13</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5938372</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5938372</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Dec 2010 13:34:30 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>همه چیز وهمه جا از طهرون ما</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;تهران در قدیم روستایی نسبتا بزرگ  بود که بین شهر بزرگ و معروف آن زمان، شهر ری و کوهپایه&amp;zwnj;های البرز قرار  داشت. اولین بار نام آن در ذکر زندگینامه ابوعبدالله حافظ تهرانی متولد ۱۹۰  ق. آمده است. این منطقه در زمان سلسله صفوی به علت این&amp;zwnj;که بقعه امامزاده  سید حمزه جد اعلای صفویه در نزدیکی حرم شاهزاده عبدالعظیم قرار داشت و  تهران نیز دارای باغ&amp;zwnj;های خوش آب و هوا بود، مورد توجه قرار گرفت. در سال  ۹۶۱ ق. شاه تهماسب نخستین باروی تهران را احداث نمود. کریمخان زند به مدت ۴  سال تهران را مرکز حکومت خود قرار داد و در محوطه ارگ بناهای جدیدی احداث  نمود. آغا محمدخان در سال ۱۲۰۰ ق. برابر نوروز ۱۱۶۴ خ. تهران را به پایتختی  برگزید و در همین شهر تاجگذاری کرد. با گزینش این شهر به پایتختی روند  گسترش کمی و کیفی آن متحول شد و در مدت ۲۲۰ سال جمعیت آن از حدود ۱۵۰۰۰ نفر  در سال ۱۱۶۴ خ. به بیش از ۷ میلیون نفر در سال ۱۳۸۴ رسید و وسعتش از حدود  ۴٫۴ کیلومتر مربع به بیش از ۷۳۰ کیلومتر مربع افزایش یافت.[۵] تراکم جمعیت  در تهران بین ده هزار و هفتصد تا بیش از یازده هزار نفر در هر کیلومتر مربع  برآورد می شود که بنابر آمار نخست شانزدهمین شهر پرتراکم جهان است. [۶]  [۷] شهر تهران در کوهپایه&amp;zwnj;های جنوبی رشته کوه البرز در حد فاصل طول  جغرافیایی ۵۱ درجه و ۲ دقیقه شرقی تا ۵۱ درجه و ۳۶ دقیقه شرقی، به طول  تقریبی ۵۰ کیلومتر و عرض جغرافیایی ۳۵ درجه و ۳۴ دقیقه شمالی تا ۳۵ درجه و  ۵۰ دقیقه شمالی به عرض تقریبی ۳۰ کیلومتر گسترده شده است. ارتفاع شهر در  شمالی&amp;zwnj;ترین نقاط به ۱۸۰۰ متر و در جنوبی&amp;zwnj;ترین نقاط به ۱۰۵۰ متر از سطح دریا  می&amp;zwnj;رسد. تهران از شمال به نواحی کوهستانی و از جنوب به نواحی کویری منتهی  شده در نتیجه در جنوب و شمال دارای آب و هوایی متفاوت است. نواحی شمالی از  آب و هوای سرد و خشک و نواحی جنوبی از آب و هوای گرم و خشک برخوردارند.[۵]&lt;/p&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;ساختار اداری ایران در تهران متمرکز شده  است. تهران به ۲۲ منطقه و ۱۱۲ ناحیه (شامل ری و تجریش) تقسیم شده است.  نماد شهر تهران برج آزادی است. برج میلاد نیز نماد دیگر آن به حساب  می&amp;zwnj;آید.[۸]&lt;br /&gt; &lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;پیشینه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;میدان توپ&amp;zwnj;خانه در دهه ۱۹۵۰ م. &lt;br /&gt;اولین  نقشه شهر که در سال ۱۲۳۷ تهیه شده و تهران را در دوران صفویه و اوایل  قاجار نشان میدهد.تا پیش از کشف تمدن قیطریه و همچنین کشف آثاری در تپه&amp;zwnj;های  عباس&amp;zwnj;آباد، گمان می&amp;zwnj;رفت پیشینه تاریخی این شهر به همان آثار یافت شده در  حوالی شهرری محدود می&amp;zwnj;شود، ولی اکتشافات باستان&amp;zwnj;شناسی در تپه&amp;zwnj;های  عباس&amp;zwnj;آباد، بوستان پنجم خیابان پاسداران و دروس، نشان داد تمام آبادی&amp;zwnj;های  ناحیه تاریخی قصران، دوره&amp;zwnj;ای درخشان از استقرار اقوام کهن و خلاقیت&amp;zwnj;های  فرهنگی را پشت سر گذارده&amp;zwnj;اند.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;پس از حمله مغولان به ری و تخریب این  شهر، تهران بیش&amp;zwnj; از پیش رشد یافت و عده&amp;zwnj;ای از اهالی آواره ری را نیز در خود  جای داد و مساحتش در این دوران به ۱۰۶ هکتار رسیده بود.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;نخستین بار، شاه طهماسب اول صفوی در ۹۴۴  ق. هنگام گذر از تهران باغ و بوستان فراوان این شهر را پسندید و دستور داد  تا بارو و خندقی به دورش بکشند، این بارو که ۱۱۴ برج به عدد سوره&amp;zwnj;های قرآن  و چهار دروازه رو به چهار سوی دنیای پیرامون داشت، از شمال به میدان  توپ&amp;zwnj;خانه و خیابان سپه، از جنوب به خیابان مولوی، از شرق به خیابان ری و از  غرب به خیابان وحدت اسلامی (شاپور) محدود می&amp;zwnj;شد، مساحت تهران در این دوران  به ۴۴۰ هکتار رسید.&lt;br /&gt;در دوره شاه عباس اول (۱۰۳۸-۹۹۶ ق.) پل، کاخ و  کاروانسراهای زیادی بنا شد، دربخش شمالی برج و باروی شاه تهماسبی، چهارباغ و  چنارستانی ساخته شد که بعدها دورش را دیواری کشیدند و به صورت کاخ (کاخ  گلستان) و مقر حکومتی درآوردند.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;در دوره حکومت آقا محمدخان قاجار، تهران  به پایتختی برگزیده شد، روز یکشنبه ۱۱ جمادی&amp;zwnj;الثانی ۱۲۰۰ ق. هم&amp;zwnj;زمان با  عید نوروز آغا محمد خان قاجار در خلوت کریم&amp;zwnj;خانی تاج سلطنت ایران را بر سر  گذارد و تهران را به عنوان پایتخت این کشور معرفی کرد.[۹]&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt; نام تهران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تهران  در ۱۸۳۸در مورد وجه تسمیه تهران اختلاف نظر زیادی وجود دارد، پاره&amp;zwnj;ای از  پژوهشگران &amp;laquo;ران&amp;raquo; را پسوندی به معنای دامنه گرفته&amp;zwnj;اند و شمیران و تهران را  بالادست و پایین&amp;zwnj;دست خوانده&amp;zwnj;اند. برخی دگر تهران را تغییر شکل یافته  &amp;laquo;تهرام&amp;raquo; به معنای منطقه گرمسیر دانسته&amp;zwnj;اند، در مقابل شمیرام یا شمیران که  منطقه سردسیر است و همچنین عده&amp;zwnj;ای بر این باورند که سراسر دشت پهناوری که  امروز تهران بزرگ خوانده می&amp;zwnj;شود در میان کوه&amp;zwnj;های اطراف، گود به نظر می&amp;zwnj;رسید  و بدین سبب &amp;laquo;ته ران&amp;raquo; نام گرفت.[۹]&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;روستایی که پیش&amp;zwnj;درآمد شهر تهران بوده  است، پیش از اسلام نیز وجود داشته اما پس از اسلام به&amp;zwnj;تدریج نام آن معرب  گردیده و از تهران به طهران تبدیل شده است اما جغرافیدانان معروف آن روزگار  نیز به املای تهران اشاره نموده&amp;zwnj;اند. هم&amp;zwnj;زمان با جنبش مشروطه که تغییرات  زیادی در ادبیات و نگارش زبان فارسی به وجود آمد، رفته&amp;zwnj;رفته املای تهران  رواج یافت و پس از تاسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و تاکید آن بر املای  تهران، املای دیگر (طهران) کاملا منسوخ شد.&lt;br /&gt; &lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;جغرافیا و آب&amp;zwnj;وهوا&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;از  دید زمین&amp;zwnj;شناسی محدود بودن دیرباز تهران به کوه از شمال و کویر از جنوب  عامل تمام ویژگی&amp;zwnj;های مهم جغرافیایی این شهر است. ویژگی&amp;zwnj;های تهران:&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;وجود سه ناحیه طبیعی (کوه، دامنه و دشت) و نوع خاص اختلاف ارتفاع در پستی و بلندی&amp;zwnj;ها &lt;br /&gt;زلزله&amp;zwnj;خیزی و وجود گسل&amp;zwnj;های فعال در آن.[۵] &lt;br /&gt;آب&amp;zwnj;وهوای حدوداً معتدل و مرطوب تحت تاثیر کوهستان در شهر، و گرم و خشک در اطراف &lt;br /&gt;تفاوت آب&amp;zwnj;وهوای شمال و جنوب در زمستان &lt;br /&gt;وارونگی هوا در زمستان &lt;br /&gt;وجود رودخانه&amp;zwnj;ها و منابع متعدّد آب &lt;br /&gt;اختلاف  نمای تهران در نقاط مختلف بر اساس عوامل جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی و  تاریخی است. شهرداری، وزارت کشور و مخابرات هر کدام تقسیم&amp;zwnj;بندی خاصی از  مناطق مختلف تهران دارند.&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;محله&amp;zwnj;های قدیم تهران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;ارگ   &amp;middot; بازار  &amp;middot; پاچنار  &amp;middot; پاقاپق  &amp;middot; پامنار  &amp;middot; چاله&amp;zwnj;حصار  &amp;middot; چاله&amp;zwnj;میدان  &amp;middot;  خانی&amp;zwnj;آباد  &amp;middot; درخونگاه  &amp;middot; دروازه قزوین  &amp;middot; دروازه دولت  &amp;middot; سرپولک  &amp;middot; سنگلج   &amp;middot; صابون&amp;zwnj;پزخانه  &amp;middot; عودلاجان  &amp;middot; قلعه شهر نو  &amp;middot; قنات&amp;zwnj;آباد  &amp;middot; گار ماشین  &amp;middot;  گود زنبورک&amp;zwnj;خانه  &amp;middot; گود عرب&amp;zwnj;ها  &amp;middot; لاله&amp;zwnj;زار &lt;br /&gt; &lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;تهران امروزی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;شمال&lt;br /&gt; آبک  &amp;bull; آجودانیه  &amp;bull; احتشامیه  &amp;bull; اختیاریه  &amp;bull; اُزگُل  &amp;bull; اسدآباد  &amp;bull;  اسلام&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; اقدسیه  &amp;bull; الهیه  &amp;bull; امام&amp;zwnj;زاده قاسم  &amp;bull; امانیه  &amp;bull; امیرآباد  &amp;bull;  اوین  &amp;bull; باغ شاطر  &amp;bull; باغ صبا  &amp;bull; باغ فردوس  &amp;bull; بهجت&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; پاسداران  &amp;bull; پل  رومی  &amp;bull; پونک  &amp;bull; تجریش  &amp;bull; جلالیه  &amp;bull; جماران  &amp;bull; جمال&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; جمشیدیه  &amp;bull;  چالهرز  &amp;bull; چیذر  &amp;bull; خوردین  &amp;bull; دارآباد  &amp;bull; دربند  &amp;bull; درکه  &amp;bull; دروس  &amp;bull; دزاشیب  &amp;bull;  ده ونک  &amp;bull; رحمان&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; رستم&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; زرگنده  &amp;bull; زعفرانیه  &amp;bull; سامیان  &amp;bull;  سربند  &amp;bull; سعدآباد  &amp;bull; سوهانک  &amp;bull; سهروردی  &amp;bull; سید خندان  &amp;bull; صاحبقرانیه  &amp;bull;  عباس&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; فرحزاد  &amp;bull; فرمانیه  &amp;bull; فیشرآباد  &amp;bull; قزل&amp;zwnj;قلعه  &amp;bull; قلعه ارامنه  &amp;bull;  قلهک  &amp;bull; قیطریه  &amp;bull; کاشانک  &amp;bull; کامرانیه  &amp;bull; کاوسیه  &amp;bull; کوی نصر (گیشا)  &amp;bull;  گلاب&amp;zwnj;دره  &amp;bull; محمودیه  &amp;bull; منظریه  &amp;bull; مهران  &amp;bull; میرداماد (داودیه)  &amp;bull; نیاوران  &amp;bull;  ولنجک  &amp;bull; ولی عصر  &amp;bull; ونک  &amp;bull; یوسف&amp;zwnj;آباد &lt;br /&gt;شرق&lt;br /&gt; احتسابیه  &amp;bull; اراج   &amp;bull; اصفهانک  &amp;bull; افسریه &amp;bull; تهران&amp;zwnj;پارس  &amp;bull; تهران&amp;zwnj;نو  &amp;bull; جوادیه  &amp;bull; چهارصددستگاه   &amp;bull; حدادیه  &amp;bull; حسین&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; حشمتیه  &amp;bull; حکیمیه  &amp;bull; خاک&amp;zwnj;سفید  &amp;bull; خاوران  &amp;bull;  دوشان&amp;zwnj;تپه  &amp;bull; دولاب  &amp;bull; دولت&amp;zwnj;آباد (شهرک امام خمینی)  &amp;bull; سرخه&amp;zwnj;حصار (تهران)  &amp;bull;  سلیمانیه  &amp;bull; شادآباد  &amp;bull; شمس&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; شمیران&amp;zwnj;نو  &amp;bull; شیان  &amp;bull; صددستگاه  &amp;bull;  عباسیه  &amp;bull; فرح&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; قاسم&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; قصر فیروزه  &amp;bull; قنات کوثر  &amp;bull; کاروان  &amp;bull;  کاظم&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; کالاد  &amp;bull; کوهک  &amp;bull; کیان&amp;zwnj;شهر  &amp;bull; لارک  &amp;bull; لویزان  &amp;bull; مبارک&amp;zwnj;آباد  &amp;bull;  مجیدآباد  &amp;bull; مجیدیه  &amp;bull; مسگرآباد  &amp;bull; مشیریه  &amp;bull; نارمک  &amp;bull; نظام&amp;zwnj;آباد  &amp;bull;  نیروی&amp;zwnj; هوایی  &amp;bull; وحیدیه  &amp;bull; هاشم&amp;zwnj;آباد &lt;br /&gt;جنوب احمدیه  &amp;bull; اسفندیاری  &amp;bull;  اسماعیل&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; امیریه  &amp;bull; باروت&amp;zwnj;کوبی  &amp;bull; باغ آذری  &amp;bull; بریانک  &amp;bull; تپه سیف  &amp;bull;  ترک&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; جوادیه  &amp;bull; جوانمرد قصاب  &amp;bull; چشمه&amp;zwnj;علی  &amp;bull; حسن&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; خانی&amp;zwnj;آباد   &amp;bull; خانی&amp;zwnj;آباد نو  &amp;bull; خزانه بخارایی  &amp;bull; خلازیل (خورآذین)  &amp;bull; دولت&amp;zwnj;خواه  &amp;bull;  زهتابی  &amp;bull; زورآباد  &amp;bull; صالح&amp;zwnj;آباد شرقی  &amp;bull; صالح&amp;zwnj;آباد غربی  &amp;bull; عبدالله&amp;zwnj;آباد  (شهرک رسالت)  &amp;bull; عبدل&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; فهیم&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; قلعه&amp;zwnj;مرغی  &amp;bull; کریم&amp;zwnj;آباد  &amp;bull;  گلشهر  &amp;bull; محمودآباد  &amp;bull; ملک&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; منصورآباد  &amp;bull; منیریه  &amp;bull; نازی&amp;zwnj;آباد  &amp;bull;  نعمت&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; وصفنارد  &amp;bull; یاخچی&amp;zwnj;آباد &lt;br /&gt;شهر ری ابن بابویه  &amp;bull; اقدسیه  &amp;bull; تقی&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; دولت&amp;zwnj;آباد قیصریه  &amp;bull; دیلمان  &amp;bull; سرتخت  &amp;bull; ظهیرآباد  &amp;bull; میدان  &amp;bull; نفرآباد  &amp;bull; ولی&amp;zwnj;آباد &lt;br /&gt;غرب&lt;br /&gt; آریاشهر (صادقیه)  &amp;bull; آزادشهر  &amp;bull; ازگیل&amp;zwnj;دره  &amp;bull; اکبرآباد  &amp;bull; اندیشه شمالی  &amp;bull;  باغ فیض  &amp;bull; پیکان&amp;zwnj;شهر  &amp;bull; ترک&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; تهرانسر  &amp;bull; تهران&amp;zwnj;ویلا  &amp;bull; جاویدآباد   &amp;bull; جنت&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; جی  &amp;bull; حسن&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; حصارک  &amp;bull; خلیج  &amp;bull; دریان&amp;zwnj;نو  &amp;bull; دهکده  المپیک  &amp;bull; زِیبادشت  &amp;bull; زیبادشتک  &amp;bull; زیباشهر  &amp;bull; سرآسیاب مهرآباد  &amp;bull;  سعادت&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; سعیدآباد  &amp;bull; سنگ&amp;zwnj;چشمه  &amp;bull; شادآباد  &amp;bull; شهاب&amp;zwnj;شهر  &amp;bull; شهر زیبا  &amp;bull;  شهرآرا  &amp;bull; شهران  &amp;bull; شهرک غرب  &amp;bull; ضرابخانه  &amp;bull; طرشت  &amp;bull; عرب&amp;zwnj;آباد  &amp;bull; کَن  &amp;bull;  کهک  &amp;bull; گلستان  &amp;bull; مرادآباد  &amp;bull; مهرآباد  &amp;bull; نوروزآباد  &amp;bull; وردآورد  &amp;bull; وسک  &amp;bull;  ویلاشهر  &amp;bull; یافت&amp;zwnj;آباد&lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;شهرک&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;۲۲  بهمن  &amp;middot; ابوذر  &amp;middot; آپادانا  &amp;middot; احمد خمینی  &amp;middot; آزادی  &amp;middot; آزمایش  &amp;middot; استاد  مطهری  &amp;middot; استقلال  &amp;middot; آسمان  &amp;middot; البرز  &amp;middot; المهدی  &amp;middot; امام خمینی  &amp;middot; امید  &amp;middot;  امیرالمؤمنین  &amp;middot; امیرکبیر  &amp;middot; انصار  &amp;middot; انقلاب  &amp;middot; اکباتان  &amp;middot; بستان  &amp;middot; بعثت   &amp;middot; بوعلی  &amp;middot; بهرود  &amp;middot; بهمن  &amp;middot; پارس  &amp;middot; پاس  &amp;middot; پاسداران  &amp;middot; پرواز  &amp;middot; تأمین  اجتماعی  &amp;middot; تختی  &amp;middot; جوادالائمه  &amp;middot; چشمه  &amp;middot; چیتگر شمالی  &amp;middot; خرمنکوب  &amp;middot;  خودروسازان  &amp;middot; دانش  &amp;middot; دانشگاه تهران  &amp;middot; دریا  &amp;middot; دژبان  &amp;middot; راه&amp;zwnj;آهن  &amp;middot;  ژاندارمری  &amp;middot; سئول  &amp;middot; ساحل  &amp;middot; سجاد  &amp;middot; سجادیه  &amp;middot; سرتیپ رسولی  &amp;middot; سعیدیه و  حمیدیه  &amp;middot; سلیمانیه  &amp;middot; سینمایی غزالی  &amp;middot; شاهد  &amp;middot; شاهین  &amp;middot; شریعتی  &amp;middot;  شریف&amp;zwnj;آباد  &amp;middot; شهرداری  &amp;middot; شهید باقری  &amp;middot; شهید باهنر  &amp;middot; شهید بهشتی  &amp;middot; شهید  چمران  &amp;middot; شهید کمالی  &amp;middot; حکیمیه  &amp;middot; صاحب&amp;zwnj;الزمان  &amp;middot; صدرا  &amp;middot; صنایع چوب  &amp;middot;  طالقانی  &amp;middot; شهرک غرب  &amp;middot; فاطمیه  &amp;middot; فجر  &amp;middot; فرهنگیان  &amp;middot; فلزات  &amp;middot; قائم  &amp;middot; قدس   &amp;middot; کارمندان  &amp;middot; کارمندان دولت  &amp;middot; کاظمیه  &amp;middot; کلاهدوز  &amp;middot; کیان&amp;zwnj;شهر  &amp;middot; گلستان   &amp;middot; گلشهر  &amp;middot; گل&amp;zwnj;ها  &amp;middot; لاله  &amp;middot; مبعث  &amp;middot; محلاتی  &amp;middot; مسلمین  &amp;middot; مسیح&amp;zwnj;آبادی  &amp;middot;  مطهری  &amp;middot; میلاد  &amp;middot; نفت  &amp;middot; نور  &amp;middot; نیروی هوایی  &amp;middot; والفجر  &amp;middot; وصال  &amp;middot; ولی عصر   &amp;middot; هما  &amp;middot; هواپیمایی کشور &lt;br /&gt;&lt;span style="color: #ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;کوی&amp;zwnj;ها&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;۱۷  شهریور  &amp;middot; ارم  &amp;middot; ارمکان  &amp;middot; آزادی  &amp;middot; افسریه  &amp;middot; الهام  &amp;middot; بانک سپه  &amp;middot; بیمه   &amp;middot; دانشگاه  &amp;middot; زینبیه  &amp;middot; سازمان برنامه  &amp;middot; سیزده آبان  &amp;middot; سینا  &amp;middot; فراز  &amp;middot;  فردوس  &amp;middot; کیهان  &amp;middot; مهرآباد  &amp;middot; مکانیر  &amp;middot; نوبنیاد  &amp;middot; نور&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/12</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5937617</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5937617</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Dec 2010 11:07:41 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>شیراز شهر شعر و شراب</title>
      <description>&lt;p style="text-align: justify;"&gt;وجه تسمیه&lt;br /&gt;در افسانه&amp;zwnj;ها آمده&amp;zwnj;است که  شیراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پیشدادیان) شهر شیراز را تأسیس کرد و  نام خود را بدان بخشید. به روایتی دیگر، نام این دیار، شهرراز بوده که به  اختصار شهر از و شیراز خوانده شده&amp;zwnj;است. در حالی که بر اساس تحقیقات تدسکو  شیراز به معنای مرکز انگور خوب است،[۴] ابن حوقل، جغرافی دان مسلمان قرن  چهارم هجری، علت نامگذاری شیراز شباهت این سرزمین به اندرون شیر می&amp;zwnj;داند،  چرا که به قول او عموماً خواربار نواحی دیگر بدانجا حمل می&amp;zwnj;شد و از آنجا  چیزی به جایی نمی&amp;zwnj;بردند. و بالاخره بنا به نوشته کتاب صورالاقالیم، از جهت  وجود دام&amp;zwnj;های بسیار در دشت شیراز، آنجا را "شیرساز" نامیده&amp;zwnj;اند.باری، بیش  از هر چیز نام زیبا و سحرانگیز شیراز که واژه&amp;zwnj;ای فارسی است، بهترین گواه بر  این باور است که برخلاف پندار پاره&amp;zwnj;ای از جغرافی دانان مسلمان، تأسیس این  شهر به قرن&amp;zwnj;ها قبل از ورود اسلام به ایران باز می&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;علاوه بر آنچه گفته شد، کاوش&amp;zwnj;های باستان  شناسی در تخت جمشید، به سرپرستی کامرون در سال 1314 ه.ش، به پیدایش خشت  نبشته&amp;zwnj;هایی انجامید که بر روی چند فقره از آنها نام شیراز مشخص بود. بدین  ترتیب می&amp;zwnj;توان احتمال داد، این وادی که در عهد رونق تخت جمشید، آبادی کوچکی  بیش نبوده&amp;zwnj;است، بعد از انهدام پایتخت هخامنشیان، سمندروار از دل خاکستر آن  دیار برپا خاسته&amp;zwnj;است.&lt;/p&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&amp;nbsp;تاریخ&lt;br /&gt;شهر شیراز یکی از قدیمی ترین  شهرهای ایران (یکی از شش شهر اصلی تاریخی معروف ایران یعنی شیراز، اصفهان،  کرمان، یزد، تبریز و کرمانشاه) و جهان بوده و قدمتی بالغ بر ۴۰۰۰ سال  دارد.این شهر در حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح محل استقرار بزرگترین  امپراطوری جهان بوده&amp;zwnj;است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/11</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5937532</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5937532</guid>
      <pubDate>Sat, 11 Dec 2010 10:55:37 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>امارات مدعی ابو علی سینا شد</title>
      <description>&lt;p&gt;بعد از مدعی شدن برای نام جعلی خلیج عرب حالا نوبت به ابوعلی سینا رسید.....؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پس از آن که افغان&amp;zwnj;ها نام ابوعلی سینا، حکیم نامدار ایرانی را با پسوند  &amp;laquo;بلخی&amp;raquo; بر یکی از خیابان&amp;zwnj;های کابل گذاشتند، این بار اماراتی&amp;zwnj;ها نیز مدعی  این دانشمند جهان اسلام شده و نام او را به&amp;zwnj;عنوان یک دانشمند عرب، بر ربات  ساخت خود نهاده&amp;zwnj;اند. &lt;br /&gt;پایگاه اطلاع&amp;zwnj;رسانی گلف&amp;zwnj;نیوز که بر اخبار کشورهای  عرب حوزه&amp;zwnj;ی خلیج فارس متمرکز است، چند روز پیش با انتشار خبری درباره  نوآوری دانشمندان اماراتی نوشت: &amp;laquo;نام ابوعلی سینا دانشمند عرب به&amp;zwnj;عنوان نام  ربات ساخت امارات انتخاب می شود&amp;raquo;.&lt;br /&gt;با این وصف، پس از ترکیه که به  استناد مدفن مولانا، تمام تلاش خود را برای تصاحب او به کار گرفته و  می&amp;zwnj;گیرد، حالا نوبت اماراتی&amp;zwnj;هاست که به استناد نوشته&amp;zwnj;های عربی شیخ&amp;zwnj;الرییس،  او را عرب معرفی کنند... &lt;br /&gt;به&amp;zwnj;زعم بسیاری از فرهنگ&amp;zwnj;دوستان و اهالی  مطالعات فرهنگی، واژگان پارسی که هر یک چون الماسی در کنار بیان فصیح زبان  عربی جای گرفته&amp;zwnj;اند نشانه&amp;zwnj;های بسیاری از درهم&amp;zwnj;آمیختگی فرهنگ دو قوم همجوار  با هم را بازگو می&amp;zwnj;کنند. &lt;br /&gt;اما قطعاً درآمیختگی واژگان فارسی در کتب و  متون عربی، آن&amp;zwnj;ها را به نسخه&amp;zwnj;ای فارسی تبدیل نمی&amp;zwnj;کند همانگونه که شعر حافظ و  سعدی با عبارات عربی تبدیل به شعر عرب نشده است. حالا چه &amp;zwnj;طور است  ابوعلی&amp;zwnj;سینا با نگارش کتابی عربی، دانشمندی عرب به&amp;zwnj;حساب می&amp;zwnj;آید؟! لابد ما  هم می&amp;zwnj;توانیم مدعی شویم اقبال لاهوری اهل همین رزن خودمان است. &lt;br /&gt;ابن&amp;zwnj;سینا  از پدری بلخی عبدالله نام و مادری بخارایی به &amp;zwnj;نام ستاره در قریه خورمیثن،  میانه&amp;zwnj;ی راه&amp;zwnj; بلخ و بخارا که همگی در آن روزگار بخشی از خاک ایران زمین و  ملک خراسان بودند، چشم به جهان گشود؛ دنیای را شیفته و شیدای علم و اندیشه  خود کرد و در همدان نقاب خاک به دیده برکشید. &lt;br /&gt;اما مولانا و ابوعلی&amp;zwnj;سینا  و خیام و شیخ حسن خرقانی تنها متعلق به این جغرافیای تنگ نیستند، آن&amp;zwnj;ها  متعلق به همه بشریت&amp;zwnj;اند و هرکسی سهم خود را از این سفره برمی&amp;zwnj;دارد، با این  حال خدا را شکر که شیخ&amp;zwnj;الرییس جنازه&amp;zwnj;اش نزد ماست، قبرش هم مشکوک نیست، سندی  هم در این هزار سال به&amp;zwnj;دست نیامده که او حوالی اُکراین مرده باشد و مهم&amp;zwnj;تر  از همه نشنال&amp;zwnj;جیوگرافی هم هیچ همدان دیگری جز همین همدان ما که غار علیصدر  و کوه الوند دارد، ثبت نکرده است تا سایرین هم به&amp;zwnj;فکر تصاحب آن باشند. &lt;br /&gt;آفتاب  آمد دلیل آفتاب. دیگر بیش از این چه می&amp;zwnj;توان گفت جز توضیح واضحات، این که  این مرد خراسانی در سن 58 سالگی و در عهد سامانیان دارفانی را وداع گفت،  این که او چنان به عربی تسلط داشت و این زبان را در کودکی چنان آموخته بود  که فصیح&amp;zwnj;تر از هر عرب&amp;zwnj;زبانی می&amp;zwnj;نوشت و حرف می&amp;zwnj;زد، با این همه عشق او به  زبان ملی&amp;zwnj;اش چنان بود که در نوشته&amp;zwnj;های خود به فارسی نهایت دقت را به&amp;zwnj;کار  می&amp;zwnj;برد تا پیراستگی آن را مخدوش نکند. &lt;br /&gt;هرگز ننوشت مثلث و نوشت &amp;laquo;سه&amp;zwnj;سو&amp;raquo; هرگز ننوشت ضلع و نوشت &amp;laquo;پهلو&amp;raquo; هرگز ننوشت ماهیت و نوشت &amp;laquo;چیز&amp;raquo; و هرگز ننوشت ناطق بلکه نوشت &amp;laquo;گویا&amp;raquo;.&lt;br /&gt;بگذریم،  با این حرف&amp;zwnj;ها نه از ایرانی&amp;zwnj; بودن شیخ دفاع کرده&amp;zwnj;ایم و نه چیزی غیر از آن  را مخدوش. او قامتی به بلندای تاریخ دارد و تاریخی به عظمت ایران.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/10</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5933758</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5933758</guid>
      <pubDate>Fri, 10 Dec 2010 14:33:07 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>خلیج همیشه فارس</title>
      <description>&lt;div id="posttitle"&gt;داریوش خلیج فارس را دریای پارس نام نهاد&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;بیش از 2 هزار سال  پیش، آن هنگام که داریوش بزرگ، کانال داریوش را که بعدها به سوئز مشهور  شد،ساخت، به یادگار کتیبه&amp;zwnj;ای در آنجا نصب کرد.این سند قدیمی&amp;zwnj;ترین سند در  دنیاست که نام خلیج فارس را در خود جای داده است. این کتیبه اکنون در موزه  لوور نگهداری می&amp;zwnj;شود. &lt;br /&gt;کتیبه کانال سوئز یکی از مهم&amp;zwnj;ترین اسنادی است که نام خلیج فارس در آن با ظرافت تمام ذکر شده است. &lt;br /&gt;این کتیبه که به صراحت فرمان داریوش بزرگ را در حفر کانال سوئز بیان می&amp;zwnj;کند، 12 سطر دارد و به زبان فارسی باستان نوشته شده است. &lt;br /&gt;سطر  اول تا چهارم این کتیبه به ستایش اهورامزدا اختصاص دارد و در سطر چهارم  توصیف سرزمین پهناور بزرگی به میان آمده که داریوش، شاه آن است.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;br /&gt;در سطر هفتم کتیبه از زبان داریوش  آمده است(می&amp;zwnj;گوید داریوش شاه، من پارسی&amp;zwnj;ام، از پارس، مصر را گرفتم، من  دستور دادم این جویبار (کانال) را کندند از سوی رود پیرآوه (پرآب = نیل) که  در مصر جاری است، که به سوی دریای پارس می&amp;zwnj;رود، سپس من این جویبار را  دستور دادم کندن و آنچنان که دستور دادم کنده شد و ناوگان از اینجا، یعنی  از مصر به آن سوی، یعنی پارس حرکت کردند آنچنان که مرا کام بود). &lt;br /&gt;در  سطر دهم این کتیبه با عبارت "ابی دریه تیه هچاپارسا اَئی&amp;zwnj;تی" به صراحت به  نام دریای پارس اشاره کرده و هیچ شکی وجود ندارد، آب&amp;zwnj;هایی که اکنون خلیج  فارس نام دارد آن زمان دریای پارس قلمداد می&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;اند.&amp;raquo; &lt;br /&gt;خلیج فارس  یا همان دریایی که به دستور داریوش دریای پارس نامش نهاده بودند، نامی است  به جای مانده از کهن&amp;zwnj;ترین منابع. منابعی که از سده&amp;zwnj;های قبل از میلاد سر بر  آورده و با پارس، نام سرزمین ملت ایران عجین شده است. &lt;br /&gt;خلیج فارس دریای کم عمق نیمه بسته&amp;zwnj;ای است، با مساحت 240 هزار کیلومتر مربع که در جنوب غربی قاره آسیا و در جنوب ایران قرار دارد. &lt;br /&gt;زمین&amp;zwnj;شناسان  عقیده دارند که در حدود 500 هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار  دشت&amp;zwnj;های جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان بر اثر تغییر و تحول در  ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. &lt;br /&gt;قدمت خلیج فارس با همین نام آنچنان دیرینه است که عده&amp;zwnj;ای عقیده دارند خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا مبدا پیدایی نوع بشر است. &lt;br /&gt;نخستین بار یونانی&amp;zwnj;ها خلیج فارس را "پرسیکوس سینوس" نامیدند که همان خلیج فارس معنا می&amp;zwnj;دهد.&lt;br /&gt;از  آنجا که این نام برای اولین بار در منابع معتبر تاریخ توسط غیر ایرانیان  نوشته شده است هیچگونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. &lt;br /&gt;"استرابن"، جغرافی&amp;zwnj;دان قرن اول میلادی، نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام برده است.&lt;br /&gt;او محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان می&amp;zwnj;کند. &lt;br /&gt;همچنین  "فلادیوس آریانوس" مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از  این خلیج به نام &amp;laquo;پرسیکون کیت&amp;raquo; که چیزی جز خلیج فارس نیست نام می&amp;zwnj;برد. &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/9</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5933698</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5933698</guid>
      <pubDate>Fri, 10 Dec 2010 14:22:30 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>خرید مبلمان و دیگر مصنوعات چوبی</title>
      <description>&lt;p&gt;سلام تو این قسمت میخوام شما را با انواع کلاسهای مبلمان اشنا&amp;nbsp; کنم:&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ١-مبلمان راحتی:که خود شامل راحتی تمام بارچه"مبلمان دسته چوبی وانواع مبلمان مدل ال&amp;nbsp; میباشد.&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; ٢-مبلمان استیل. (مبلمان راحتی معمولا بدون میز است اما دسته چوبی ها و استیل ها دارای میز میباشد)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;البته در زمان خرید رنگ و نوع چرم و بارچه به انتخاب شما قابل تغییر است و یک نکته مهم که در خرید میتواند شما را یاری کند این است که هرچه نشیمن یک مبل صفت تر باشد مبلمان به مرور زمان کمتر تغییر و دچار افت خواهد شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بطور معمول دسته چوبی ها دارای یک میز ویک عسلی در ست هفت نفره میباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مبلمان استیل نیز دارای یک میز و دو عسلی در ست نه نفره میباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شما میتوانید سوالات خود را از طریق ایمیل به ادرس mohsentalebi59@yahoo.com مطرح و حداکثر ظرف مدت 48 ساعت جواب خود را دریافت نمایید.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/8</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5925705</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5925705</guid>
      <pubDate>Wed, 08 Dec 2010 18:15:59 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>کریم خان زند</title>
      <description>&lt;p&gt;با سلام به همه دوستداران فرهنگ و هنر این مرز و بوم:اوایل سال ٨٩ بود که برای چند روزی به شیراز سفر کردم. در اونجا خیلی از مردم بر این باور هستند که چون کریم خان شیراز رو مقر حکومت قرار داده خود او هم اصالتا شیرازی است. اما همه این را میدانیم که این مرد بزرگ یلی از دیار شیر مردان لرستان&amp;nbsp; بوده است و هنوز هم طایفه ای بزرگ از خاندان زند در شهر ملایر و شهرهای اطراف ان ساکن و در حال زندگی هستند البته حضور طایفه زند در ملایر به سالهای بسیار دورتر از زمان حکومت کریم خان برمیگردد. حتی در سالهای اخیر برخی از دوستداران این اب و خاک بر این امر اصرار داشتند که استانی با نام استان زند تاسیس گردد که شامل شهرستانهای ملایر-نهاوند-بروجرد-توره و اشترنیان باشد. و شهرستان ملایر را به عنوان مرکز این استان قرار دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://mohsentalebi007.persianblog.ir/post/7</link>
      <author>محسن طالبی</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=359919&amp;postID=5923632</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-359919.post-5923632</guid>
      <pubDate>Wed, 08 Dec 2010 10:47:28 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>
